واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

416

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

بر خلاف عباسيان هنوز هدفهاى وسيع دولت‌دارى و كشورمدارى نداشتند و پيش از همه‌چيز و بيش از همه به منزلهء سران و پيشوايان قوم عرب - « قومى كه به خاطر دين جهاد مىكرد » بودند . امويان انديشه‌اى جز حفظ سلطهء خود ميان اعراب و گرد - آوردن ماليات از مردم مطيع و اخذ باج‌وخراج از فرمانروايان تابع خويش نداشتند . حكام منصوب از طرف ايشان نيز موظف بودند مراقب همين امور باشند . وضع اين حكام در مرزهاى دور كشور بسيار دشوار بود زيرا كه اميد كسب سريع ثروت ناآرام‌ترين عناصر را بدان‌سو مىكشانيد « 1 » . پس از قتل عبد اللّه بن خازم [ السلمى ] اعيان خراسان از خليفه عبد الملك تقاضا كردند كه حاكمى از خاندان بنى اميه برايشان بگمارد زيرا كه « فقط فردى از قريش مىتوانست پس از اغتشاشات نظم را در خراسان برقرار سازد » « 2 » . بيشتر حكام از عهدهء انجام وظيفهء خويش برنمىآمدند و بدين‌سبب غالبا عوض مىشدند . و نظر به اين مىكوشيدند از دوران حكومت كوتاه خويش حداكثر نفع را به دست آورند و حتى الامكان اموال غير منقول كسب كنند و اين اموال گاه پس از عزل نيز در ملكيت ايشان و اعقابشان باقى مىماند « 3 » . بديهى است كه در درجهء اول زيان خودكامگى و رشوه - خوارى حكام عرب متوجه مردم مطيع محلى بوده . گاه منافع خزانهء دولت و قدرت ثروتمندان با منافع دين - دينى كه اين فتوحات به نام آن صورت مىگرفت - اصطكاك پيدا مىكرد . در اينجا نيز مانند ديگر بخشهاى قلمرو دولت عربى ، اينكه آيا بايد از بوميان اسلام آورده خراج اخذ شود يا نه ، مسأله‌اى بسيار دشوار را به وجود

--> ( 1 ) - طبرى ، 178 . ( 2 ) - بلاذرى ، 416 . ( 3 ) - همانجا 406 ؛ « متون » ، ص 2 ؛ گرديزى ، نسخهء خطى اكسفورد ، ورق 84 ؛ نسخهء كمبريج ، ورق b 76 : « ديه اسدآباد از روستاى نيشابور اسد بن عبد اللّه بنا كرد و تا روزگار عبد اللّه بن طاهر فرزندان او داشتند » .