واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
413
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
در بسيارى از ايالات و منجمله فرغانه ( به بعد رجوع شود ) حكام عرب منصوب و مستقر گشتند . از حوادث بعدى پيداست كه حكام مزبور فقط سردار جنگ و تحصيلدار خراج بودهاند ( ضمنا گاه اين دو شغل به اشخاص مختلف رجوع مىشده ) و دودمانهاى محلى موجوديت خويش را در كنار اينان ادامه مى - دادند و به ظن قوى حكومت كشورى كماكان در دست ايشان بوده . قتيبه بهرغم پيروزيهاى خويش و غنايم عظيمى كه به يارى وى نصيب اعراب گشت از فداكارى و وفادارى بلاشرطوقيد لشكريان خود برخوردار نبوده است . و چون خواست در سال 97 هجرى ( 715 ميلادى ) عليه خليفهء جديد ( سليمان ) علم عصيان برافرازد همه تركش گفتند و سرانجام به قتل رسيد . جانشينان بلافصل وى از عهدهء وظيفهء خويش چنان كه شايدوبايد بر نيامدند . و نواحى مسير سيردريا در سالهاى بعد از مرگ قتيبه از دست اعراب بدر شد . در سال 103 هجرى ( 722 - 721 ميلادى ) شاه فرغانه به مهاجران سغدى ، محلى را در بلوك اسفارين [ اسفرة ] كه « گردنهء عصام بن عبد اللّه الباهلى » نام داشته [ براى اسكان ايشان ] پيشنهاد كرد . عصام بن عبد اللّه از طرف قتيبه به حكومت اين محل منصوب شده بوده « 1 » . ظاهرا پس از مرگ قتيبه اعراب از آن نواحى بيرون رانده شده يا نابود گشته بودند و جاهائى كه ايشان اشغال كرده بودند مجددا به دست فرمانفرماى فرغانه افتاده بوده است . رواياتى كه قبلا نقل كرديم ( حدود ص 360 ) و از هلاكت گروهى از اعراب در مبارزه با كفار حكايت مىكرده - شايد مربوط به همين وقايع باشد . اعراب ناگزير بودند در بخش جنوب غربى ماوراء النهر - يعنى ناحيهاى
--> ( 1 ) - طبرى ، I I ، 1440 . پيش از آن ( I I ، 1276 ) طبرى موضع اين گردنه را بر سر راه فرغانه به كاشغر ذكر كرده .