واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
388
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
نوكث 1 فرسخ بانجخاش 2 فرسخ سكاكث 1 فرسخ تونكث 1 فرسخ همهء اين شهرها جزو ايلاق بوده ، جز نوجكث كه در شمار بلاد شاش محسوب مىشده . در مشرق جادهء اصلى شهرهاى فرنكث يا فرسكد ( در دو فرسخى جبغوكث ) و بغنكث ( يك فرسخى فرنكث ) و انودكث ( دو فرسخى بغنكث ) قلمداد شدهاند . در همان محل ، به فاصلهء يك روز راه ، از كداك و غدرانك و كبرنه و غزك يا غزق ( اين كلمه با « قاف » هم نوشته مىشده ) و وردوك و جبوزن هم نام برده شده است . همهء اين شهرها جزو قلمرو شاش بودهاند . در مغرب جادهء اصلى ( در شمال آنگرن ) و به همان فاصله ، اشبينغو و كلشجك و اردلانكث و بسكث و سامسيرك و خمرك و غناج قرار داشتند . از اين جمله بسكث ( شايد بسكنت يا پسكنت كنونى باشد ) و سامسيرك و خمرك جزو ايلاق شمرده مىشده و باقى در قلمرو شاش بوده است . جالبتوجه است كه بناكث جزو شاش بوده نه ايلاق . در جنوب آنگرن و در اراضى مشرق تنكث شهرهاى زير قرار داشته : غرجند ، خاش ، ذخكث يا اذخكث « 1 » ، تكث يا نكث « 2 » و كوه
--> ( 1 ) - سمعانى ( نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورقهاى 176 و 191 ؛ چاپ مارگوليوس ذيل كلمات « الذخكتى » و « الروذبارى » ؛ رجوع شود نيز به ياقوت ، « معجم » ، I I ، 717 ، 831 ) ذخكث را « در ناحيهء شاش و محل رودبار » ( به معنى تحت اللفظى : رود ) قرار مىدهد . سمعانى ضمن برشمردن بلاد تفاوتى بين شاش و ايلاق قائل نيست و حتى تونكث را هم جزو شاش مىشمارد ( نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 80 ؛ چاپ مارگوليوس ذيل كلمهء « التونكتى » ؛ رجوع شود به ياقوت هم ، « معجم » ، I ، 900 . ( 2 ) - دگويه ( دخويه ) - ( استخرى ، 332 ) دربارهء يكى بودن اين نامها ترديد دارد ولى ترديد وى مبنائى ندارد .