واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
378
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
نزديك بازار قرار داشته . از جملهء رستاقهائى كه در آنها شهر وجود نداشته و در زرافشان عليا واقع بودهاند بىشك بايد از مسخا ( شايد « مسچا » در تأليف بابر « مچا » آمده ) و برغر ( رجوع شود به ماقبل ص 205 ) ياد كرد . كلمهء عربى برغر محتملا تحريفى است از نام محلى پرغر و يا فرغر ( توجه شود به « بنجكث » و « پنجكث » و « قواديان » و « قباديان » و مانند اينها ) . ظاهرا اين همان كلمهايست كه نام قديمى كچى - سرخاب بوده ( رجوع شود به ص 176 ) . اين كلمه در نام كنونى رستاق فلغر نيز باقى و محفوظ مانده است . به گفتهء بابر « 1 » مرز ميان مچا و پلغر اندكى پائينتر از قريهء آب بردنه كه اكنون نيز برپا است ، مىگذشته . به احتمالى رستاق منك ( در تأليف يعقوبى : « منك » ) را مىتوان جزو همين محل شمرد . به گفتهء ابن حوقل « 2 » دژ افشين كه قتيبه در آنجا با « سياهجامگان » نبرد كرد در همين محل قرار داشته « 3 » . مورخان دربارهء واقعهء اخير الذكر ياد نكرده و سخنى نگفتهاند . ظاهرا خاندان ابو الساج ديوداد مؤسس سلالهء آذربايجانى ساجيان « 4 » از قريههاى جنككث و سويدك بوده . نزديك منك و مرسمنده مصالح اسلحهء آهنين به دست مىآمده و اسلحهء مزبور در فرغانه ساخته مىشده و به همهء نواحى تا بغداد صادر مىگرديده . گذشته از اين در كوههاى بتم طلا و نقره و زاج و نشادر استخراج مىشده . استخرى و ابن حوقل « 5 » شيوهء استخراج نشادر را ،
--> ( 1 ) - بابرنامه ، چاپ ايلمينسكى ، 121 ؛ ترجمهء ليدن - ارسكين ، 101 ؛ چاپ بوريج ، ورق 99 ، ترجمهء بوريج ، l ، 152 . ( 2 ) - ابن حوقل 384 - 383 . ( 3 ) - استخرى ( 328 ) فقط مىگويد كه قتيبه اينجا پيكار كرد و افشين را محصور ساخت . ( 4 ) - لن - پول ، « سلالههاى مسلمان » ، ص 103 . ( 5 ) - استخرى ، 327 ؛ ابن حوقل 383 - 382 .