واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
312
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
قريش بر سر راه كش و نسف در پنج فرسخى كش قرار داشته و به گفتهء سمعانى « 1 » فاصلهء آن با نسف 6 فرسخ بوده و شايد در محل قريهء قرهباغ « 2 » كنونى برپا بوده است . اسكيفغن ، آنسوتر نسف ، به فاصلهء فرسخى از سوبخ واقع بوده . شايد اين كلمه در نام قريهء اسكىباغ [ كنونى ] محفوظ مانده است . نوقد قريش هم در زمان سمعانى قريهء بزرگى بوده . ظاهرا اعراب كلمهء نسف « 3 » را از كلمهء بومى « نخشب » پديد آوردهاند . نام كنونى آن قرشى است و فقط در قرن چهاردهم ميلادى ، در زمانى كه كبك خان جغتائى در دو فرسخ و نيمى شهر كاخى بنا نهاد « 4 » ( قرشى به زبان مغولى يعنى « كاخ » ) نسف بدين نام خوانده شد . ظاهرا در قرن دهم ميلادى اين شهر فاقد شهرستان بوده زيرا كه جغرافيون فقط از ربض و كهندز آن سخن مىگويند . مع الوصف سمعانى و ياقوت از شهرستان ( مدينه ) نسف ياد مىكنند « 5 » . شهر چهار دروازه داشت . بدين
--> ( 1 ) - نسخهء خطى موزهء آسيائى ورق 445 ؛ چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « النوقدى ؛ ياقوت ، « معجم » ، I V ، 825 . سمعانى گويد كه در ماوراء النهر « نوقد » ديگرى نيز وجود داشته و اندكى بعد از دو قريه كه بدين نام موسوم بودهاند ياد مىكند ، يكى نوقد خورده خور ( هم در ناحيهء نسف ) و ديگر نوقد سواف ( ؟ ) . در اثر ياقوت : خورده خون و سزه . ( 2 ) - نام قريهء نوقد حتى در قرن هجدهم ميلادى در « تحفة الخانى » محمد وفا كرمينگى آمده است . رجوع شود به بارتولد ، « آبيارى » ، ص 126 . ( 3 ) - استخرى ، 325 ؛ ابن حوقل 379 - 377 ؛ مقدسى ، 283 - 282 . ( 4 ) - شرف الدين يزدى ، ترجمهء پتى دلاكروآ ، I ، 95 ، چاپ كلكته ، I ، 111 . ( 5 ) - سمعانى ، چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « المدينى » ، ياقوت ، « معجم » ، I V ، 458 .