واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

14

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

كه تملكشان برپايهء ملك دارى به شيوهء آللو AIIEU « 1 » مبتنى بوده و گرايش‌هاى گريزان از مركز يعنى پاشيدگى فئودالى داشتند از يكسو و اعيان خدمتگزار دولت كه با زمين دارى دولتى و دستگاه ادارى مرتبط بوده‌اند و از سياست مركزيت طلبى سامانيان پشتيبانى مىكردند از سوى ديگر ) جريان داشته ، شرح داده است . مؤلف « تركستان » مدارك و مطالب مثبت فراوان آورده كه به يارى آن مىتوان دربارهء اعتلاى عظيم اقتصادى ماوراء النهر و خراسان در قرن‌هاى نهم و دهم م . داورى كرد . عامل برجستهء ترقى اقتصادى اين دوران عبارت بود از تكوين نوع جديدى از شهرها ( اكنون ما مىتوانيم اينان را شهرهاى دوران اعتلاى فئوداليزم بخوانيم ) . بارتولد بر اثر پژوهش در نقشهء سمرقند و بخارا و ديگر بلاد آسياى ميانه ، معلوم كرد كه در قرنهاى نهم و دهم و يازدهم م . بتدريج مركز زندگى شهرى از شهرستان‌هاى قديمى اشرافى به حومهء شهر ( به عربى : ربض و به فارسى : بيرون ) كه بخش بازرگانان و پيشه‌وران بوده ، منتقل گشت . اين يكى از مهمترين كشفيات بارتولد بوده ، گرچه وى آن استنتاج‌هائى را كه بعدها پيروان و دنبال‌كنندگان پژوهش‌هاى وى و به ويژه م . ا . ماسون و آ . يو . ياكوبوسكى به عمل آوردند ، به عمل نياورد . آنچه و . و . بارتولد در وصف حركت قبايل صحرانشين ترك « 2 » ، كه به منظور مهاجرت و تسخير و تصرف اراضى در پايان قرن دهم و نيمهء اول قرن يازدهم م . به جنبش درآمده بودند - نوشته كمتر واجد اهميت نيست . بارتولد تأسيس دولت‌هاى قراخانيان و سلجوقيان را توسط تركان همچون مرحلهء نوينى در سير تكاملى جامعه ماوراء النهر و خوارزم و خراسان مىداند - مرحله‌اى كه باعث استوارى سيادت سياسى بزرگان صحرانشين و لشكرى ترك و استقرار شيوهء اقطاع و تضعيف دستگاه دولت مركزى گرديد . يكى از كشفهاى علمى بزرگ بارتولد معلوم داشتن اين حقيقت بوده كه در طى قرن يازدهم دهقانان - يعنى بزرگان قديمى زمين‌دار ايرانى - از ميان رفتند . دهقانان جاى خود را بالاجبار به بزرگان لشكرى و صحرانشين ترك دادند و پايهء اتكاى اجتماعى اينان همانا زمين دارى مشروط لشكريان يا رسم اقطاع بوده ، كه در عهد سامانيان نيز وجود داشته ولى در

--> ( 1 ) - آللو ( Alleu ) - مالكيت بلا شرط و موروثى زمين در عهد فئوداليزم در اروپاى غربى ؛ كه صاحب زمين مجبور نبود خدمتى در ازاى مالكيت ، براى سلطان يا « سوزرن » انجام دهد . اين شكل مالكيت در برابر فيف fief ( چيزى شبيه به اقطاع ) بود كه شخص متصرف زمين مىبايست خدمت لشكرى انجام دهد ( آللو اندكى با سيورغال مشابهت دارد ) . « مترجم » . ( 2 ) - بارتولد در تأليفات متأخر خويش از كلمهء « تركان » به مفهوم مجموع اقوام تركى زبان استفاده كرده . اين اصطلاح كه در آن زمان مورد قبول پاره‌اى از شرق‌شناسان روسى بوده با اصطلاح كنونى شرق‌شناسان شوروى مطابقت ندارد . ايشان كلمهء تركان ( Turki ) را در مورد تركان آناطولى و يا عثمانى به كار مىبرند .