محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى

14

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى )

حوالى سال 1260 برمىگردد كه از آن جمله سفرنامهء منظوم ميرزا جلاير ، سفرنامه اعتماد السلطنهء پدر و سفرنامه محمد ولى ميرزا قاجار است . حافظ كربلايى ما بيش از سه سال را در عراق و حجاز به سر برده است ، اما گزارش حاضر تنها مربوط به زمانى مىشود كه از كربلا راهى حجاز شده و سفرش بيش از يك سال به درازا كشيده است . پيش از اين سفر وى مدتها بوده كه در كربلا سكونت اختيار كرده بوده است . وى خود مىنويسد كه از كربلا تا كربلا را به صورت روزانه گزارش كرده است . در اين سفر مادرش نيز او را همراهى مىكرده و كاروان آنان راه جبل را به عنوان راه رسيدن به مكه انتخاب كرده است . جز آن‌كه به تدريج و ناخواسته به سمت جنوب كشيده شده و عملا گرفتار وهابىها و راه نجد و شهرهاى بريده و درعيّه شده است . پيشنهاد يك مجتهد پيش از حركت اين بوده است كه به راه شام بروند اما او قبول نكرده و بعدا از اين بابت تأسف مىخورد : « و رأى جناب سيّد مجتهد العصر و الزمانى آقا سيد على - دام فضله - نموده و به راه شام نرفتيم . غرض دزدان در كمين حاضر و موجود و هرچه به دست اينها مىآيد ، مىگيرند . عمامه و چفيه و عبا و آفتابه ديگر باقى نگذاشتند » . امتياز اين سفرنامه در چندين نكتهء بس مهم است . نخست آن‌كه كهن‌ترين سفرنامه دوره قاجارى است كه در اختيار ماست . دوم آن‌كه نويسندهء آن يك شاهزاده فرهيخته هندى است كه فرهنگ بسيار ويژه شيعى دارد و علاقه‌مندىاش به حفظ تاريخ‌ها و سالها بسيار گسترده و جدّى است . سوم آن‌كه وى تا آنجا كه مؤلف اين سطور مىداند تنها سفرنامه‌اى است از سفر كسى كه به هر دليل دير به حج رسيده و مجبور شده است قريب يك سال را در مدينه و مكه سپرى كند تا موسم حج جديد فرارسد . زندگى يك شيعهء فرهيختهء هندى شاهزاده فضاى خاصى را در اين سفرنامه پديد آورده است . اين‌كه حافظ كربلايى ما چرا به عراق مىآيد طبيعى است ؛ زيرا شيعيان هند حتى بيش از شيعيان ايرانى بر اين باورند كه اگر يك سفر به اين سوى مىآيند ، همزمان زيارت عتبات و حج را با هم انجام دهند . حافظ محمد پس از زيارت كربلا و نجف براى رسيدن به مكه هم دو راه در