أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )

43

تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )

و اگر نتوانيم ستاره‌اى بيابيم كه پيوسته بر بالاى افق پديدار باشد ، جايگاه ما بر خطّ استوا است ، و نشانهء آن است برآمدن ستاره‌اى كه از سمت الرّأس مىگذرد از طرف راست و فرورفتن آن در طرف چپ كه اين دو نقطهء برآمدن و فرورفتن در حقيقت بر روى يك قطر واقع مىشود . پس اگر ستارهء رصد شده از آن‌گونه باشد كه مدارش افق را ببرد ، يعنى از سوى خاور برآمدنى داشته باشد و در سوى خاور فرورفتنى ، چنان كه دانستيم جايگاه بيننده را مىتوانيم مركز كلّ [ يعنى مركز عالم ] بگيريم كه همان نقطهء e است ؛ BG خطّ نصف النّهار است و ABD مدار ستاره كه فصل مشترك آن با سطح افق خطّ AGD [ شكل 3 ] است . اينك سه ميلهء eK و eL و LM را به درازاهاى يكسان از هرمادّه كه خواسته باشيم فراهم مىآوريم ، و به رصد كردن ستاره در سه زمان مختلف مىپردازيم ، كه هرچه فاصلهء ميان آنها بيشتر باشد نتيجه درستتر به‌دست مىآيد . چنان گيريم كه جاهاى ستاره بر مدارش در اين سه زمان Z و H و T بوده باشد . سرهاى سه ميله را در نقطهء e با نرماده‌هايى « 1 » استوار مىكنيم و هريك از آنها را براى رصد كردن ستاره در يكى از سه زمان به كار مىبريم ، خواه بدان باشد كه چشم را بر سر ميله قرار دهيم و در راستاى آن ستاره را رصد كنيم ، يا بر دو سر ميله ، چنان كه مرسوم است ، دو صفحهء سوراخدار ( هدفه ) عمود بر ميله استوار كنيم و در راستاى دو سوراخ ستاره را در رصد آوريم . و چون چنين كنيم ، eK با KZ و eL با LH و eM با MT در يك راستا مىايستد و سه ميله بر سطح مخروطى قرار مىگيرد كه رأس آن مركز كل و قاعده‌اش محيط مدار روزانهء ستاره است . و چون درازاهاى ميله‌ها با يكديگر برابر است ، رأسهاى اين ميله‌ها يعنى K و L و M بر محيط دايره‌اى موازى با مدار ABD واقع مىشود . سپس با نخى نازك و استوار K را به L [ و نيز L را به M و M را به K ] مىپيونديم ، و آنگاه خطكش را بر راستاى

--> ( 1 ) - در اصل عربى به صورت نرماذج معرب نرماده است و ظاهرا چيزى شبيه پيچ و مهره براى محكم كردن بوده است .