أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )
24
تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )
آبها به طرف درياچهء زره روانه شد كه پيش از آن نبود . و در بيابانهاى شام و بيابانهاى ديگر بىآب و گياه و جانور آثار باستانى ديده مىشود كه ناگزير بايد گفت پيشتر در اين جاها مردمانى مىزيستهاند ، و چون زيستن مردمان بىآب ناشدنى است ، اين سرزمينها زمانى آب داشته و سپس از آنها برافتاده است . و همچنين در مردابهاى ( بطائح ) بصره نشانههاى ساختمان ديده مىشود ، و دجله بيشتر بر جايى جز اين مردابها مىگذشته و سپس راه آن به طرف جايگاه اين مردابها گشته و آنها را فروگرفته است . و ابو العبّاس ايرانشهرى گفته است كه : در روستاى پشت نزديك نيشابور كاريزى مىكندند و در ژرفناى پنجاه و چند ذراعى از سطح زمين به ريشههاى سه درخت سرو رسيدند كه با اره بريده شده بود . و آشكار است كه فاصلهء ميان زمان بريده شدن اين سروها كه در آن وقت جاى برش ريشه بر سطح زمين بوده ، تا آن زمان كه اينهمه سنگ و خاك بر آن قرار گرفته بوده است ، چندان زياد است كه درست نمىتوان گفت چه اندازه بوده است . و نبايد از سالم ماندن چوب در زمين شگفتى نمود ، چه هراندازه چوب از جايى دور باشد كه كمتر گرما و سرماى گردندهء در سال به آن برسد ، ماندگارى آن بيشتر خواهد شد . و در جرجان چوبى است كه هرسال از محلّ جوشيدن آبى بيرون مىآيد و ريشهء آن برجاى است و سر آن گرداگرد دهانهء چشمه مىگردد . و مردم جرجان را در اين باره خرافههايى است و آن چوب را بزرگ مىدارند و حال آنكه چيزى جز درخت سروى نيست كه زمانى با شكاف خوردن زمين در پى زمينلرزه فرورفته و خاك آن را پوشانده بوده است ؛ سپس آن شكاف محلّ جوشيدن آبى شده كه نيروى برآوردن درخت را كه شاخههاى آن پوسيده و فروافتاده بوده نداشته است ؛ هنگام بهار كه آب فراوان مىشود ، آب مىتواند آن چوب را بالا آورد و چندان ريشه براى آن مانده است كه يكباره از ژرفناى چشمه ، كه به گفتهء كسانى كه در آن فرورفتهاند به سر تنور مىماند ،