أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )

19

تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )

به سرما گشوده مىشود . و هرجا كه كوههايى ساخته شدهء از اين‌گونه سنگهاى صاف - كه در سرزمين ما از آنها فراوان است - ببينيم ، خواهيم دانست كه پيدا شدن آنها بر آن گونه است كه گفتيم و اينكه سنگها زمانى فرورفته و زمانى ديگر برآمده‌اند . و همهء اين حالات ناگزير نيازمند گذشت زمانهاى درازى بوده است كه اندازهء آن بر ما شناخته نيست ، و با دگرگونگيهايى همراه بوده است كه از چگونگى آن آگاهى نداريم ، و به‌همين جهت است كه آبادانى سرزمينها به تناوب صورت گرفته است . چه هنگامى كه پاره‌هايى از زمين از جايى به جاى ديگر منتقل مىشود ، سنگينى آن نيز جابه‌جا مىشود و ميان سنگينى سوهاى مختلف زمين تفاوت پديد مىآيد ؛ و چون زمين هنگامى استقرار پيدا مىكند كه مركز ثقل آن مركز عالم باشد ، بر زمين لازم مىشود كه اين اختلاف را از ميان بردارد ، و در نتيجه مركز ثقل آن ، بنابر اختلاف نهاد پاره‌هاى جابه‌جا شدهء آن مختلف خواهد بود . به‌همين جهت است كه دورى سرزمينها از مركز زمين با گذشت زمان بر يك اندازه نمىماند ، و چون برآمدگى زمين در جايى زياد شود و اطراف خود را پر كند ، آبها كم مىشود و چشمه‌ها گود مىافتد و دره‌ها ژرف مىشود و آبادانى دشوارى پيدا مىكند ، پس مردمان از آنجا به جاى ديگر كوچ مىكنند ، و اين ويرانى را به پيرى زمين نسبت مىدهند و آباد شدن ويرانى را به باليدن و جوانى منسوب مىكنند ؛ و چنين است كه گرمسيرها سردسير مىشود و سردسيرها گرمسير . و ابو العبّاس ايرانشهرى نوشته است كه در قلعهء بيضا ، يك فرسنگى سيرجان از شهرهاى كرمان ، ريشه‌هاى نخلى ديده است كه پيشتر در آنجا بوده و پس از سردسير شدن اين زمين خشكيده و از ميان رفته است ، در صورتى كه در آن زمان تا بيست فرسنگى پيرامون آن هيچ خرمابنى ديده نمىشده است . و بر اين گفتهء خود افزوده است كه هنگامى كه زمين برآمدگى پيدا كرده بوده ، كاريزها و نهرهاى روان پيرامون آن فرو افتاده بوده است . و چنين است كه با گذشت زمان دريا به خشكى و خشكى به دريا تبديل مىشود ، و