أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )

7

تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )

سخن منثور و عروض براى سخن منظوم همچون دو ترازوى راستگو و راستگر است و نحو ، از آن جهت كه نثر و نظم هردو را فرامىگيرد ، از اين دو كلّيتر است . ولى اين هردو گونهء سخن عبارت از معنايى است كه گوينده آهنگ آشكار كردن آن را دارد ، و معانى چون براى قياس با يكديگر تركيب شود ، معناى ديگرى را اثبات يا نفى مىكند . پس منطق و مقياسهاى آن همچون محكى براى اين تركيب است و فراگيرى و كلّيّت آن همچون نحو است . و اين هرسه همچون اسبانى هستند كه در اسبدوانى در كنار يكديگر مىتازند و اگر يكى از آنها زخمى بيند به ديگران نيز زخمى همانند خواهد رسيد . امّا از آنجا كه منطق منسوب به ارسطوطاليس است ، و در انديشه‌ها و اعتقادهاى او چيزهايى ديده‌اند كه با اسلام موافق نيست ، و اين بدان جهت است كه در زمان وى يونانيان و روميان ستاره و بت مىپرستيدند و او هرچه گفته بنابر ديد و انديشهء خود نه بنابر دينى گفته است ، كسانى كه در زمان ما سخت تعصّب مىورزند ، و به خاطر ارسطوطاليس هركس را كه نامش به حرف سين پايان مىپذيرد به كفر و بيدينى منسوب مىكنند . و بايد دانست كه حرف سين در نامهاى ايشان حرف اصلى نيست بلكه همان مقام را دارد كه رفع براى مبتدا در زبان عربى دارد . ولى از چيزى به خاطر خشمگينى نسبت به دارندهء آن چشم پوشيدن و آن را نادرست نماياندن ، و از حق به خاطر گمراهى گويندهء آن دورى كردن ، بر خلاف آن است كه در قرآن آمده است ؛ خداى تعالى گفت : « الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ، أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ « 1 » - [ آنان كه به سخن گوش فرامىدارند و در پى نيكوترين آن مىروند ، كسانى هستند كه خدا بر راه راستشان داشته است ] » . آرى ، منطق به الفاظى نوشته شده كه همانند الفاظ يونانيان است ، و عبارت آن جز عبارتى است كه ميان اهل زبان متداول است ، و موضوع آن باريك و لطيف است و دريافت آن بر مردمان دشوارى

--> ( 1 ) - سورهء زمر ، آيهء 18 .