أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )

110

تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )

ايشان هموار شود و آنچه را كه مىخواستند به چنگ بياورند آسان در دسترس داشته باشند ؛ و بعضى ، بويژه پس از روزگار اسكندر ، بر همهء اين سرزمينها چيرگى نداشتند ، ولى ديگران از ايشان در بيم بودند و با پرداختن باج خود را از گزند دور مىداشتند و به گونه‌گونه نزديكى در پى برانگيختن مهر ايشان برمىآمدند . و چنين پادشاهان بيشتر نيازمند آن بودند كه از كشورهاى ديگر يكسان دور باشند تا به آنچه از آنها مىخواهند برسند ، و همهء كسانى كه گردبرگرد آنان بودند يكسان از ايشان بيم و به ايشان اميد داشته باشند . و هريك از اين قسمتها [ ى هفتگانه ] را كشور ناميده‌اند ، و اين كلمهء از كلمهء « خطّ » « 1 » فارسى برآمده است ، و تو گويى كه اين نامگذارى اشاره به آن است كه اين كشورها چنان از يكديگر جدا شده‌اند كه نگاشته را خطها از يكديگر جدا مىكند . نخستين آنها ميانين است كه ايرانشهر است ، ولى آن را در شمارهء چهارم نهاده‌اند تا از جهت شمار نيز ميانين باشد . و صورت آن و جدايى پاره‌هاى آن از يكديگر چنين [ شكل 23 ] است . و اين شكل بخش كردن هيچ پيوندى با آهنگ احوال طبيعى يا قضاياى علم هيئت ندارد ؛ بلكه برحسب دگرگونى ممالك است بنابر گونه‌گونگى صورتهاى آدميان يا رفتار و كردار يا زبان و آيين آنان در اين سرزمينها ، يا بنابر اينكه كسى آنان را به چيرگى در زير فرمان خود فراهم آورده بوده است . و امّا مردم مغرب ، از يونانيان و جز ايشان ، از آن جهت كه در هرچه به آن مىپردازند از كوتاهترين راه و نزديكترين آن به حقيقت مىروند ، چون به امتداد در خاور و باختر نگريستند و در آن اختلافى جز از جهت نهاد كوهها و درياها و جاى وزش بادها نيافتند ، و چون در امتداد به سوى قطب شمال نگريستند و به اختلاف در گرمى و سردى هوا و تغييرات وضع خورشيد و ستارگان و قطب و ستارگان گرداگرد آن نسبت به سمت الرّأس پى بردند ، و دانستند كه هرچه در اين راه پيشتر روند تفاوت شب و روز

--> ( 1 ) - كشه و كش در زبان فارسى بهء معنى خط است .