ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
51
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
هنگام سخن از سفرنامههاى دوران اموى متوجّه مىشويم كه قسمت اعظم وقايع آن را از افسانهها به سهولت جدا نمىتوان كرد . بعضى از اين سفرها مربوط به روم شرقى است . در ضمن قصّهاى كه يكى از نويسندگان دوران مهدى عباسى ( 775 - 785 / 158 - 169 ه . ) روايت كرده چنين آمده است كه به دوران عبد الملك بن مروان ( 685 - 705 / 65 - 86 ه . ) يكى از مردم مصر كه از روزگار معاويه ( 661 - 680 / 41 - 60 ه . ) در اسارت روم شرقى مانده بود بدانجا بازگشت و تفصيلاتى عجيب از وضع اسيران مسلمان در آن ديار نقل كرد ، ولى قضاوت دربارهء صحّت اين وقايع محتاج كنجكاوى و دقّت عميق در تاريخها و تفصيلات ديگر است . 147 مقدسى 148 حكايت شخصى را كه به سال 720 / 102 ه . با رفيقش به سوى جبّار روم فرستاده شده بود نقل مىكند ، امّا متأسّفانه قصهء آنان به وصف رقيم و اصحاب كهف انحصار دارد . تقريبا از همين دوره روايتى جالب از كوشش نخستين در زمينهء جغرافيايى ادارى و اقتصادى به دست داريم 149 به سال 719 / 100 ه . عمر بن عبد العزيز خليفهء اموى به سمح بن مالل خولانى ، والى اندلس ، دستور داد كه « از اراضى و اعيان قلمرو خود خمس بگيرد و وصف اندلس و رودهاى آن را براى وى بنويسد . سمح سازماندهى ماهر بود و نخستين كس بود كه قرطبه را پايتخت اندلس كرد كه تا قرن يازدهم / پنجم ه . چنين بود ، 150 و در نظم و زيبايى آن بكوشيد و پل قديم رومى را كه بعدها از عجايب اندلس به شمار آمد تعمير كرد . دو سال بعد سمح ضمن حملهء عربان به جنوب فرانسه هنگام فتح اربونه [ ناربن ] كشته شد . 151 البتّه ميزان توفيق او را در انجام منظور خليفه و وصف اندلس و اينكه به چه صورت انجام شده تعيين نمىتوان كرد ، زيرا هيچ گونه مدركى در اين باب به دست ما نرسيده است ، ولى به احتمال قوى و وستنفلد كه نام وى را در صدر فهرست زمانى جغرافى شناسان مسلمان آورده 152 از راه صواب به در نرفته است . به عكس وى ، روسكا اين موضوع را كه يك والى توانسته باشد درست ده سال پس از فتح اندلس سرگرم مسائل جغرافيايى شود به ديدهء ترديد مىنگرد ، 153 ولى ترديد وى موجّه نيست . از علاقهء سمح بن مالك به مسائل جغرافيايى نه فقط در منابع اسلامى بلكه در منابع غربى نيز نشانهها هست . سالنامههاى لاتينى ، بخصوص سالنامههاى ايسيدوروس باجىّ در يك مورد علاقهء او را به اين گونه مسائل و توجّه به جمع آورى اطّلاعات و كنجكاوى در سرزمين اندلس تأكيد مىكند 154 كه آن را تصادف محض نمىتوان پنداشت . اين خلاصهاى از مطالب جغرافيايى نويسندگان عرب زبان تا نيمهء قرن هشتم / دوم ه . است كه در نوشتههايشان انعكاس دارد و از لحاظ جغرافيا به مفهوم دقيق كلمه ناچيز مىنمايد ، امّا از اين جهت كه آثار مكتوب است اهميّت بسيار دارد . زيرا آشكارا توان ديد كه در اين دوران روشها و سبكهايى پديد آمده و بعدها در زمينهء آن مؤلّفات جغرافيايى مستقل تدوين