ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
41
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
ماهى بر آب است و آب بر هواست و هوا بر خاك است و دربارهء خاك علم دانشوران نارساست . » 92 ظاهرا عوامل يهودى در پيدايش اين گونه احاديث نقشى مهم داشته است . اگر دربارهء ناشران اين احاديث كنجكاوى كنيم ، در مرحلهء اوّل ابن عباس و كعب الاحبار و وهب بن منبّه را خواهيم يافت ، يعنى به طور كلى روايتگران نخستينى كه به نسبت زياد عامل نفوذ مايههاى يهودى به قلمرو حديث بودهاند . 93 در اين گونه احاديث ، با جواب مسائل مختلف دربارهء پيدايش و شكل گيتى و حجم زمين و درياى محيط 94 و منبع رودها كه از بهشت است 95 و اعماق درياها و درياچهها و رشته كوهها روبهرو مىشويم . 96 حديثى هست كه ابن عبّاس هر يك از طول و عرض زمين را چهار هزار فرسنگ و سطح آن را شانزده ميليون فرسنگ مربّع معين مىكند 97 و نمونهاى است از اين گونه جوابها . از [ حضرت ] على [ ع ] نيز روايت كردهاند كه گفت امتداد زمين پانصد سال راه است كه فقط يكصد سال آن آباد است . 98 افسانههاى اخروى را كه جزو حديث آمده و غالبا مربوط به همين روايتگران است بر اين گونه تعليقات جغرافيايى توان افزود ، كه ضمن آنها وصف دقيقى از دجّال كه در آخر الزّمان ظهور مىكند 99 و شهرهايى كه با نام وى پيوسته است و توصيف صراط 100 كه به جهان ديگر منتهى مىشود و وصف بهشت 101 و جهنّم 102 توانيم يافت كه در اينجا افسانه بر جغرافيا غلبه مىكند ، امّا دانشوران مسلمان نتوانستهاند آنها را نديده بگيرند و از اين رو بيشتر مولّفات زير نفوذ آنها قرار گرفته است . طبيعى است كه انديشههاى واقعى جغرافيايى با حكايات و افسانهها در هم آميخته بود . در كمتر از پنجاه سال پس از وفات [ حضرت ] محمّد [ ص ] توصيف جالبى از معمورهء زمين ، منسوب به عبد اللّه بن عمرو بن عاص ، فاتح معروف مصر ( متوفّى در حدود سال 682 - 692 / 63 - 73 ه . ) ، رواج گرفت كه ضمن آن چنين آمده بود : 103 صورت دنيا مشتمل بر پنج جزء است ، چون سر پرنده و دو بال و سينه و دم . سر دنيا چين است ، و ماوراى چين قومى است به نام واق واق ، و آن سوى واق واق چندان اقوام مختلف هست كه شمارشان را جز خدا نداند ؛ بال راست هند است و ماوراى هند درياست و آن سوى دريا مخلوقى نيست ؛ و بال چپ خزر است و ماوراى خزر دو قومند به نام منشك و ماشك 104 و آن سوى منشك و ماشك يأجوج و مأجوج است و اقوامى كه جز خدا نداند ؛ و سينهء دنيا مكّه و حجاز است و شام و عراق و مصر ؛ و دم آن از ذات الحمام است 105 تا مغرب ؛ و بدترين جاى پرنده دم است . اين روايت بويژه در مصر رواج يافت و از متقدّمان ابن عبد الحكم و از متأخّران