ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

514

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

دوازدهم مگرديج « غلطه » و در بقيهء نقشه‌ها مگرديج « غلطوى » آمده است و در هر دو مورد كلمه « عمل » به كار رفته است كه البتّه تعيين معنى دقيق كلمه ميسّر نيست . در نقشهء شمارهء 39 ( ص 629 ) پهلوى امضاى معمولى ( عمل مگرديج غلطوى ) ، امضاى ديگرى هست به اين مضمون « رسمه ابراهيم طوپخانوى » كه معلوم مىشود دو نفر اوّل نقاش بوده‌اند 227 و اين آخرى نقشه‌كش بوده است . بر نقشه‌هاى آخرى كه از آسياى صغير و بوسفور است ( شمارهء 39 و 40 ، صفحهء 629 و 671 ) ناگهان و به خلاف انتظار ، مكتب قديم نمودار مىشود و جنوب بالاى نقشه است ؛ كه معلوم مىدارد ابراهيم در اين مورد بر منابع ديگرى تكيه داشته است . همهء اين مسائل محتاج تحقيق است و نشان مىدهد كه هنوز دربارهء كتاب جهان‌نما و چاپ ابراهيم متفرّقه و نقشه‌هاى متعدّد آن به صورت عالمانه و جدى مطالعه نشده است . از آنچه گفتيم معلوم شد كه ابراهيم متفرّقه تنها يك چاپخانه‌دار بزرگ نبوده بلكه جغرافى شناسى مبرز همسنگ جغرافى شناسان اروپاى آن عصر بوده است و اين قضيّه از كوشش عالمانهء وى در كار چاپ جهان‌نما و افزودن تعليقات نمايان است ؛ كه ضمن آن اطلاعاتى گرانقدر از جغرافيا و كيهان نگارى ملل اروپا و خلاصه‌اى كلّى از تاريخ كيهان نگارى از روى منابع اروپايى به دست مىدهد كه نخستين قدم براى آشنا ساختن خوانندهء ترك است با تصوير جهان از نظر جغرافى شناسان و منجمان بزرگ چون بطلميوس ، كوپرنيك ، و تيكوبراهه . 228 از دوران پس از توقف كار چاپخانه ، اين حادثه از سرگذشت ابراهيم متفرّقه جالب است كه به سال 1743 / 1156 ه . باب عالى او را به داغستان فرستاد تا احمد خان اوسمى را به امارت قيتاق نصب كند . 229 بنياد چاپ در دولت عثمانى ، كه در تاريخ فرهنگ نوين تركيه سرآغاز دورانى تازه بود ، در اروپاى آن روزگار و محافل علمى انعكاس داشت و پيش از اينكه كتابى چاپ شود خبر ايجاد چاپخانه در روزنامه‌ها نمودار شد و سپس چاپ هر كتابى مانند حادثه‌اى مهم تلقى مىشد و بيشتر كتابهاى قابل ملاحظه بتفصيل مورد تحليل قرار مىگرفت و يا به لاتينى يا به يكى از زبانهاى تازهء اروپايى برمىگشت . به سال 1751 سلسيوس در ضمن تاريخ كتابخانهء استكهلم همهء نشريات چاپخانه را تحليل كرد . 230 از آن تاريخ به بعد پيوسته رسائل و تحقيقات دربارهء چاپخانه و گاه سرگذشت بنيانگذاران انتشار يافته تا به روزگار ما كه تحقيق فشرده بابينگر ( 1919 ) سرگل آن شده است . روسيه در آن روزگار از اين جنبشهاى فرهنگى تازه در قلمرو عثمانى خبر نداشت ، با وجود اين ، نام ابراهيم در اينجا مجهول نبود ، زيرا به دوران امپراتريس كاترين دو تا از كتابهاى چاپ وى كه مربوط به جغرافيا يا مؤلّفات مورد بحث ما نبود به روسى ترجمه شده بود . و جالب آنكه هر دو ترجمه به سال 1777 ، و محتملا در نتيجهء جنگى كه در همان اواخر ميان دو دولت