ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

508

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

رابطهء واقعى ابن بطوطه و اوليا چلبى در اين قسمت است كه هر دو شان به انسانها توجّه اساسى دارند . جهانگرد ما به گفت و گو از اوضاع سياسى مناطق سفر خود اهميت بسيار مىدهد و از زبانها و لهجه‌هاى آن نمونه مىآورد ؛ كارى كه غالب جهانگردان نكرده‌اند . البتّه در كار توصيف اخلاق و عادات جماعاتى كه ديده قدرت كافى ندارد . بسيارى از مطالب مربوط به تمدّن و تاريخ در صفحات كتاب مفصّل وى پراكنده است . متأسّفانه اين گونه مطالب را از خرافات گونه‌گون گرفته كه صحّت آن را باور داشته است ، ولى هرگز دقّت مشاهدهء او انحراف نيافته است . غالبا در ضمن گفت و گو از شهرهاى بزرگ ، از غذاها و حرفه‌هاى مردم با عباراتى واضح و جاندار سخن دارد و تابلو روشن و متنوع و رنگارنگى از زندگى اهل محل به وجود مىآورد . اوليا چلبى ، چنان كه براى شخص وابسته به محيط و دوران زندگى او طبيعى است ، به دين و رسوم عبادت مناطق سفر توجّه خاص دارد . در ضمن سخن گفتن از دهكده‌ها هميشه به وضع مردم و اينكه مسلمانند يا نصرانى يا ارمنى دقّت مىكند . 196 در گزارش شهرها به طور منظّم از زيارتگاهها و معجزات اولياء و بركت نقاط مقدّس سخن دارد 197 و از اين جهت با هروى كه در اين زمينه بر او تقدم داشته همانند مىشود ، حتّى در اين گونه روايتها مشاهدات شخصى او صحيح است و ، با وجود آنكه به نقد معجزات و غرايب نمىپردازد و آنها را حقايق واقعى مىپندارد ، درخور اعتماد است . 198 گهگاه به اعتقادات دينى نصرانيان توجّه بسيار مىكند 199 و درخور ستايش آنكه همهء توجّه وى به عقايد رايج و مرسوم گروه نخبهء نصارا ، كه از آن خوب آگاه است ، اختصاص ندارد و بيشتر مىكوشد تا اعتقادات توده‌هاى مردم را روشن كند 200 و به همين جهات محافل علمى معاصر به حق او را آخرين جهانگرد بزرگ مىشناسند كه سلسلهء جهانگردان معتبر شرق نزديك را به پايان برده است . قرنهاى شانزدهم و هفدهم براى نوشته‌هاى جغرافيايى تركى دوران رونق و شكوفايى بود ؛ در آغاز آن تكامل بارور جغرافياى دريانوردى را مىبينيم و در نيمهء دوّم آن سه شخصيّت كاملا مختلف هستند كه هر يك اهميّتى خاص و مقامى معتبر دارند و از اصالت بهره‌ورند ، يعنى محمّد عاشق ، حاجى خليفه ، و اوليا چلبى كه در اين زمينه‌ها از ديگران سر بودند و به هر حال با ديگران برابرشان نمىتوان گرفت . البتّه بعضى از شخصيتهاى قرن هفدهم نيز درخور توجهند و تواند بود كه مطالعات دقيق ، به مرور زمان ، نقش آنها را از آنچه اكنون هست روشنتر كند . اين سخن دربارهء مكمل و متمم عمل حاجى خليفه كه تحت الشعاع او قرار گرفته ولى بىگفت و گو تا حدّى اصالت دارد ، يعنى ابو بكر بن بهرام ( متوفّى به سال 1691 / 1102 ه . ) ، نيز صادق است . مولد وى به دمشق بود و بيشتر زندگانى را در استانبول و حلب گذرانيد 201 به اطّلاعات وسيع ممتاز بود و اگر تا به روزگار ما نام وى چنان كه بايد شهره نيست ، ظاهرا از