ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

461

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

كتاب مؤلّف سرگردانى خود را در مدّت چهار سال براى بازگشت به وطن از راه خشكى شرح مىدهد كه از مناطق مختلف گذشته و شهرهاى بسيار ديده است ، از گجرات پس از عبور از رود سند به لاهور رفته و از آنجا آهنگ دهلى كرده ، كه دربار سلطان همايون آنجا بوده ، و سلطان در نوامبر سال 1554 با رأفت او را پذيرفته و كوشيده مگر او را به خدمت خود نگه دارد ، ولى وى با وجود پيشنهادهاى جالب سلطان ، دهلى را به آهنگ وطن ترك كرده و نامه‌اى از همايون براى سلطان سليمان قانونى همراه برده كه اصل آن تا به روزگار ما محفوظ مانده است . 152 سيدى على به كابل رسيد و از بدخشان و ختلان و ما وراء النهر و خوارزم گذشت و مىخواست از دشت قپچاق به آستراخان برسد ، ولى به سبب عمليات سپاهيان مسكوى در آن مناطق ناچار شد سوى خراسان باز پس رود . در آن هنگام آتش جنگ ميان ايران و عثمانى روشن بود و اين قضيّه نيز سفر او را كندتر و پيچيده‌تر مىكرد . در قزوين به حضور شاه طهماسب رسيد ولى نخواست با سفارتى كه شاه سوى سلطان عثمانى مىفرستاد همراه شود ، بلكه از او نيز نامه‌اى براى سلطان همراه برد كه هنوز اصل آن به جاست . 153 سيدى على ريس در آوريل سال 1557 / 964 ه . به قسطنطنيه رسيد و از آنجا سوى ادرنه رفت و گزارش خود را به سلطان داد . توضيحات وى مورد قبول واقع شد و او را دفتردار ولايت ديار بكر كرد . سيدى على ريس به سال 1562 / 970 ه . درگذشت . 154 اين كتاب ، كه فقط نسخه‌هاى خطّى آن به دست بود ، از سال 1811 به سبب ترجمهء مختصر ديتس ، خاورشناس آلمانى ، در اروپا مورد توجّه شد . به سالهاى 1826 - 1827 موريس ترجمهء آلمانى را به فرانسه برگردانيد . اصل تركى به سال 1895 / 1313 ه . به دست احمد جودت ، نويسندهء معروف ترك ، به چاپ رسيد 155 و وامبرى آن را بر اساس همين چاپ ، به انگليسى ترجمه كرد ( 1899 ) ولى اين ترجمه چندان خوب نيست . 156 مرآت الممالك تنها سفرنامه‌اى است كه از دوران كلاسيك ادب عثمانى به‌جا مانده است . 157 از گزارش كوتاه كتاب ، دربارهء مناطق عبور مؤلّف و شخصيتهاى معتبرى كه با آنها ملاقات كرده قضاوت مىتوان كرد . سبك كتاب با محيط اختلاف بسيار دارد . در اينجا با مؤلّفى سروكار داريم كه مىخواسته خود را اديب به تمام معناى كلمه نشان دهد ، ولى به نظر ما اين تمايل ادبى در جهت تنقيح توضيحات جغرافيايى نبوده ، زيرا منتخبات شعر مؤلّف و اشعار ديگران در متن پراكنده است و محسّنات بديعى و تشبيهات شاعرانه بر آن چيره شده و توان دريافت كه مطالب جغرافيايى از نظر مؤلّف اهميت درجهء دوّم دارد ، ولى به هر حال انكار نبايد كرد كه كتاب در بعضى از موارد شور و حال دارد و بسيارى مطالب گرانقدر و واقعى به دست مىدهد . چنان كه از تحقيقات فيتچنكو 158 و مينايف 159 معلوم شده اطّلاعات وى از مناطق واقع در بستر بالاى آمودريا ( جيحون ) اهميت استثنايى دارد .