ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
452
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
وى ظاهرا از حدود قرن پانزدهم تجاوز نكرده است ، بنا بر اين مىتوان گفت كه كتاب الفوائد حاصل معرفت نظرى و تجربيّات عملى و اوج خبرگى مؤلّف در تطبيق نظريّات دريانوردى با عمل است . ابن ماجد اسلاف دريانورد را محترم مىدارد ، بخصوص سه نفر از ايشان را كه نام برده 96 و پدر و پدر بزرگ خود را نيز بر آنها مىافزايد ، ولى به هر حال از انتقاد بر آنها خوددارى نمىكند . در اين باب گويد : 97 علم و تأليفشان ، رحمة اللّه عليهم ، را محترم داريم و قدرشان را و الا شماريم و گوييم من چهارمين سه تن هستم و شايد يك ورق از علم دريا كه اختراع كردهايم به بلاغت و صحّت و فايده و هدايت و دلالت از بيشتر مصنّفاتشان سر است . . . آنها مؤلّفانند نه مجريان ، و چهارمى جز من ندارند . خود را چهارمشان گفتم از اين رو حرمتشان داشتم كه فقط حق تقدم داشتهاند و شايد پس از مرگ من زمانى برسد و مردانى بيايند كه مقام هر يك را بشناسند . و چون تأليفاتشان را نگريستم بديدم كه ضعيف است و بىنظم و نادرست و تنقيح نيافته ، از اينرو آنچه را صحيح بود تهذيب كردم و اختراعات خويش را كه به صحّت رسيده بود ، سال به سال بر ارجوزهها و قصايد افزودم . 98 ابن ماجد خوانندهء مطّلعى است و قلمرو خوانندگان وى به مؤلّفان جغرافياى دريانوردى چون « شيران سهگانه » 99 و ديگر نمايندگان اين مسير - كه گر چه راهنامههايشان نمانده و آثارشان را از روى مؤلّفات ابن ماجد مىشناسيم شمارشان كم نبوده . 100 آشنايى وى با نوشتههاى عمومى جغرافيا كمتر از نوشتههاى دريانوردى نيست و طبعا جغرافياى رياضى را بيشتر از همه اهميت مىدهد و از مجسطى ، بتّانى ، عبد الرحمن صوفى ، مراكشى ، طوسى ، و الغ بيگ 101 يعنى تقريبا از همهء حلقات سلسلهاى كه از آن سخن داشتهايم نام مىبرد و در آثار وى هم به نام ابن حوقل ، ابن سعيد ، و ياقوت 102 برمىخوريم و هم از مؤلّفات ادبى صرف نام مىبرد 103 و از گفتهء بعض شاعران دوران جاهليّت تا قرن پانزدهم / نهم ه . شاهد مىآورد . 104 اطّلاع وسيع و تجربهء بسيار ابن ماجد ، به نسبت زياد ، اهميتى را كه از خود و مؤلّفاتش در ذهنها منعكس كرده است توجيه مىكند . به همين جهت فران ، بهترين خبرهء اين رشته ، مبالغه نكرده كه كتاب الفوائد را اثرى اعجاب انگيز و اوج تأليف نجومى و دريانوردى دوران وى مىشمارد و ابن ماجد را نخستين مؤلّف راهنامههاى دريايى نوين مىداند كه هيچ يك از راهنامههاى اروپايى دربارهء دريانوردى شراعى ( با كشتيهاى بادبانى ) از گزارشى كه وى از درياى سرخ آورده برتر نيست ، حتّى با آن برابرى نمىكند ؛ البتّه فقط بعض خطوط عرض