ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
450
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
قسمت است كه هر كدام را « فايده » مىنامد و گويا مىخواهد عنوان كتاب را به ياد بياورد . فايدهء اوّل از پيدايش دريانوردى سخن مىكند و تفصيلاتى مىآورد كه رنگ افسانه دارد و در عين حال از سوزن مغناطيسدار گفت و گو مىكند . فايدهء دوّم دربارهء مسائل دريايى است كه معلّم اصيل بايد بداند . فايدهء سوّم منازل قمر را تعيين مىكند . چهارمى منازل سى و دوگانهء قطب نما را كه اخنان نام دارد ( مفرد آن خن ) 80 توضيح مىكند . و بىفايده نيست بگوييم كه هنوز هم اين طريقه در آن نواحى به كار مىرود و دريانوردان بحر احمر نظام تقسيم معمولى را دربارهء قطب نماى نوين اروپايى به كار نمىبرند بلكه آن را به سى و دو قسمت تقسيم مىكنند كه به طلوع و غروب ستارههاى معيّن مربوط است كه از روى « اخنان » معلوم مىشود . 81 فايدهء پنجم از جغرافى شناسان و منجمان قديم سخن دارد ، ششم از راههاى دريايى ، و هفتم از رصدهاى نجومى ؛ و اين كار غالبا از قياس فاصله ميان ستارهء قطبى ( الجاه ) 82 و دو ستاره از دب اصغر ( فرقدين ) و نعش ، يا از دب اكبر 83 انجام مىگيرد ، يعنى ستارگانى كه هماكنون براى دريانوردان بحر احمر همين نقش را دارد . 84 خطّ عرض در مؤلّفات ابن ماجد با درجه تعيين نمىشود بلكه به وسيلهء چيزى كه در اصطلاح وى « انگشت » نام دارد مشخّص مىشود . شايد اين اصطلاح روش ابتدايى رصد گيران قديم را نشان مىدهد ، دوسوسور مقياس او را با دقّت تمام معادل يك درجه و سى و هفت دقيقه دانسته است . 85 اين روش رواج بسيار داشته و ظاهرا اصطرلابهايى هست كه نه به درجه بلكه به ترتيب انگشت تقسيم شده است . 86 اصل اين روش معلوم نيست و فران نتوانسته آن را به نزد يونانيان يا ايرانيان يا مردم چين و هند يا اندونزى دنبال كند . احمد بن ماجد تنها جغرافى شناس عرب است كه خطّ استوا و نصف النهار را مطابق مكتب بطلميوس به سيصد و شصت درجه تقسيم نكرده ، بلكه معادل دويست و بيست و چهار انگشت است كه مىتوان به دو طريق آن را به دست آورد : يكى اينكه هر خانهء بادنما ، هفت انگشت است ، و ديگر آنكه هر يك از منزلهاى بيست و هشتگانهء قمر هشت انگشت است ؛ و در هر دو صورت حاصل چنين مىشود كه انگشت معادل يك درجه و سى و هفت دقيقه است . 87 بقيهء كتاب الفوائد ، بيشتر رنگ عملى و تطبيقى دارد . فايدهء هشتم از نشانههاى نزديك شدن خشكى و راهبرى و فرماندهى كشتى و بندرهاى گجرات ، كه ظاهرا در فعاليّت دريانوردى ابن ماجد نقش عمده داشته ، سخن مىكند . در فايدهء نهم گفت و گو از سواحل است و از رأس الحد در جزيرة العرب آغاز مىشود ، و دهم دربارهء ده جزيرهء بزرگ و مشهور و معمور است ، يعنى : جزيرة العرب ، جزيرة القمر ( ماداگاسكار ) ، شمطره ، جاوه ، جور ( فرمز ) ، سيلان ، زنگبار ، بحرين ، جزيرهء ابن جاوان ، و سقطرى . در فايدهء يازدهم از مواسم و سفر دريايى سخن مىرود و كتاب با فايدهء دوازدهم ، كه وصف درياى قلزم و جزاير و فروع آن است ، خاتمه مىيابد . 88