ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
447
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
پيدا كند . نيز بايد خطاهاى كوچك تاريخى را چون فتح هرمز به وسيلهء آلبوكرك به سال 1507 ، يعنى پيش از بناى گوآى پرتغالى ( گوه ) ، صرف نظر كرد . 48 بجز اين ، روايت نمودار وقايع تاريخى است به صورتى كه ساكنان سواحل اقيانوس هند و متفرّعات آن تصوّر مىكردهاند . دو نكته از نظر ما اهميت دارد ، كلمهء ملندى ، چنان كه فران مدلّل داشته ، تحريف كلمهء پرتغالى الميرانتى است كه ظاهرا لقب واسكودوگاما بوده است . به اين مناسبت گوييم كه ابن خلدون نيز قبلا كلمه را به همين شكل عربى ياد كرده است 49 و بهتر از اين ، متن دليل گرانقدرى به ما مىدهد ، زيرا اسم ناخدا را كه احمد بن ماجد بوده 50 معيّن مىكند و در نتيجه دانشوران متوجّه شدند كه مؤلّفات شخصى به همين نام منبع اساسى يك كتاب جغرافياى دريانوردى تأليف دريا سالار ترك ، سيدى على ريس ، بوده كه نزديك به پنجاه سال پس از حوادث مورد گفت و گو سرنوشت او را به خليج فارس و هندوستان كشانيده بود . دريا سالار ترك در مقدّمهء كتاب خود تعدادى از مؤلّفات احمد بن ماجد را ياد مىكند 51 و به همين وسيله نام ابن ماجد از آغاز قرن نوزدهم به محافل علمى اروپا راه يافت ولى كشف متن عربى مؤلّفات وى تا سال 1912 به تأخير افتاد . كشف مذكور در ميان چهار ديوارى خانه ، اگر اين تعبير درست باشد ، انجام شد . و اين قضيّه در تاريخ علم كمياب نيست . داستان چنين است كه در اثنايى كه گودفروا دو مومبين ، عربشناس معروف ، در كتابخانهء ملى براى كتاب همكار خود ، فران ، دربارهء شرق دور مطالبى مىجست ، دو نسخهء خطّى به دست آورد كه شامل مؤلّفات احمد بن ماجد و سليمان مهرى بود . 52 هنوز هم اين معمّا به جاست كه چگونه رنوى خاورشناس ، مراقب نسخههاى خطّى كتابخانهء ملّى پاريس ، با آنكه در كتاب جامع خود با عنوان مقدّمهاى عمومى بر جغرافياى شرقيان از سليمان مهرى سخن آورده ، متوجّه اين نسخهها نشده و اطّلاعات خود را در اين مورد از سيدى على ريس ، مؤلّف ترك ، گرفته است . شايد در توضيح قضيّه بتوان گفت كه كتابخانهء ملّى پاريس يكى از نسخههاى خطّى را در سالهاى آخر زندگانى رنو از يك استاد عرب مقيم فرانسه به نام سليمان الجزايرى خريده بود ، 53 يعنى سال 1860 . 54 ولى نسخهء خطّى ديگر از قرن هجدهم در كتابخانه بوده است . 55 بعدا يادداشت مختصرى به خطّ رنو به دست آمد كه معلوم مىداشت از وجود اين نسخه اطّلاع داشته است ، ولى اين سطور انتشار نيافت . 56 حقا عجيب است كه اين كشف بسيار معتبر تا سال 1912 به تأخير افتاد در صورتى كه نام هر دو نسخه در فهرست كتابخانه كه دسلان تنظيم كرده و به سال 1895 چاپ شده بود وجود داشت . 57 كشف نسخههاى مذكور كه در آغاز منحصر به فرد مىنمود بتدريج مايهء كشف نسخههاى ديگر و مطالبى همانند آن شد . در اوايل دههء سوّم همين قرن ، نسخهء دمشق شناخته شد 58 كه نظر فران را جلب كرد و شايع شد كه نسخهء ديگرى در جدّه هست . 59 بعدا مؤلّفات ديگرى از ابن ماجد در موصل 60 و مؤسّسهء