ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
442
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
مىپنداشتند و سابقا از آن سخن داشتهايم . مسعودى نيز وضعى چون مقدسى داشته كه هر چند به اهميت معرفت علمى معترف است تأييد مىكند كه اطّلاعات « دريانوردان » سيراف و عمّان در اقيانوس هند با نظريّات فيلسوفان انطباق ندارد ، و اضافه مىكند كه اين قضيّه در مورد درياى مديترانه نيز صادق است كه دربارهء آن از دريا نوردان شام كه آن را نيك شناختهاند مطالبى شنيده ؛ و دو تن از آنها را ياد مىكند و عين گفتار وى چنين است : 13 و من ناخدايان سيرافى و عمّانى درياى چين و هند و سند و زنگ و قلزم و حبشه را ديدهام كه دربارهء غالب مطالب مربوط به درياى حبشى بر خلاف فلاسفه ، كه وسعت و مساحت دريا را از ايشان نقل كردهام ، سخن دارند و گويند كه اين درياها را نهايت نيست . و هم در سواحل اين دريا كشتيبانان درياى روم را - از جنگاوران و عملهء كشتى و كارداران و رؤسا و ناظمان امور و كارسازان جنگى كشتيها چون لاوى ، ملقّب به ابو الحارث غلام زرافه ، فرمانرواى طرابلس شام كه بر ساحل دمشق است - ديدهام ، و اين از پس سال سيصدم بود ، كه طول و عرض درياى روم را سخت بزرگ دانند و خليجها و شعبههاى آن را فراوان شمارند . عبد اللّه بن وزير ، فرمانرواى شهر جبله را كه بر كناره حمص شام است ، نيز بديدم كه همين رأى داشت و اكنون ، يعنى به سال سيصد و دوّم ، هيچ كس دربارهء درياى رومى از او بصيرتر و كار ديدهتر نيست كه همهء كشتيبانان اين دريا از جنگاور و عمله مطيع گفتار اويند و به بصيرت و مهارتش معترفند ؛ كه مردى ديندار است و از قديم در اين دريا بوده است . 14 به احتمال قوى نظريّات مقدسى و مسعودى در اين باب استثنايى است ، نه قاعدهء عام كه جغرافى شناسان كتابدار دربارهء آن متفق باشند . اختلاف بسيار ميان نظريه و تجربه آشكارا نمايان بود ، امّا به نفع دومى نبود . بيشتر نوشتههايى كه به رشتهء جغرافياى دريانوردى ارتباط داشت به نوشتههاى عمومى مدوّن راه نيافت و به همين جهت باقى نماند . با اطمينان توان گفت كه « راهنامج » [ راهنامه ] هاى دريايى و نيز قصّههاى مربوط به دريانوردى ، كه از پيش دربارهء آن سخن داشته ، دقيقا در سيراف و عمّان به وجود آمده است و از ميان دلايل ديگر ، ذكر سيرافيان و عمانيان در گفتارى كه از مسعودى نقل كرديم اين نكته را به وضوح نشان مىدهد . مسلّم است كه سيراف از روزگارى دراز مركز تجارت دريايى بود و كشتيها از آنجا به جنوب آسيا ، جزاير شرقى ، و سواحل آفريقاى شرقى رفت و آمد داشت و همين كه با شروع تسلّط آل بويه ( حدود سال 932 / 320 ه . ) نقش سيراف سستى گرفت جمعى از مردم آن ، و بخصوص پس از بليهء زلزلههاى بزرگ سال 977 - 978 / 366 - 367 ه . ، به عمّان مهاجرت كردند . 15 تاريخ « راهنامه » هاى اوّلى روشن نيست ، ولى به احتمال قوى توأم با قصههاى