ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

439

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

راهنمايى كشتيها قطب نما و ابزارهاى رصديابى و نقشه‌هاى دريايى داشتند » . وى در يكى از كشتيها نسخه‌هاى خطّى عربى به دست آورد و براى شاه مانوئل فرستاد . هموطن معروف وى ، آلبوكرك ، در كار فتوحات خود در قلمرو عمّان و خليج فارس به نسبت زياد مديون نقشه‌اى بود كه به وسيلهء يك دريانورد مسلمان ، به نام عمر ، رسم شده بود . 2 وى در يادداشتهاى خود مىگويد كه نزديك جزيرهء سقطرى يك دريانورد مسلمان به اسارت پرتغاليها درآمد كه راهنماى دريايى بزرگى بود و ساحل را نيك مىشناخت ، و نقشهء راهنمايى به او داد كه همهء بندرهاى مملكت هرمز بر آن تعيين شده بود ، و اين نقشه را يك راهنماى دريايى ديگر به نام عمر ، كه اين دريانورد با وى به دريا رفته بود ، رسم كرده بود . 3 ضمن گزارشى كه آلبوكرك به تاريخ اوّل آوريل 1512 براى پادشاه پرتغال فرستاده بود مىخوانيم كه وى « نسخه‌اى از يك نقشهء بزرگ كه يك دريانورد اهل جاوه رسم كرده بود براى شاه فرستاده بود كه دماغهء اميد نيك ، مستملكات پرتغال ، درياى سرخ ، درياى فارس ، جزاير مولوك ( جزاير ادويه ) ، و راههاى دريايى چين و فرمز بر آن ديده مىشود و خطوط و راههاى عبور كشتيها و نيز قسمتهاى داخلى اين مناطق را معيّن كرده بود و نامها با حروف جاوه‌اى نوشته شده بود و آلبوكرك به طلب يكى از مردم جاوه فرستاد تا متن را براى وى توضيح كند . » 4 كمى بعد خواهيم ديد كه واسكودوگاما خود از تجربيّات مسلمانان بهره گرفته بود . بروس ، مورّخ پرتغالى ، در كتاب خود آسياى پرتغالى گويد كه واسكودوگاما در ملندى مسلمانى از مردم گجرات را ، به نام معلّم كانا ، بديد كه مقدار زيادى نقشه و ابزار داشت . 5 در آغاز قرن بيستم محقّقان ، شخصيّت اين معلّم كانا را كه راه ملندى به كاليكات هند را به واسكودوگاما نشان داده بود ، كشف كردند . در اواخر قرن پانزدهم وقتى دو تمدّن با هم تماس گرفت وضع چنين بود . ولى يكصد سال گذشت تا مردم شرق متوجّه آن شدند كه قدرت از دست آنها به مردم غرب ، كه از لحاظ نظرى تفوّق داشتند ، انتقال يافته است . مراد چهارم ، پادشاه عثمانى ( 1623 - 1640 ) از گوليوس ، عربشناس معروف هلندى كه عثمانيان وى را از هنگام سفر به كشورشان مىشناختند ، دعوت كرد كه سرزمينهاى عثمانى را به ترتيب علمى مسّاحى كند و نقشه‌اى براى آن به وجود آورد . 6 از اينجا معلوم مىشود كه فاصلهء نظريه و تجربه ، به نفع علم و تأليفات جغرافياى اسلامى نبود و اروپا از اين وضع بهره‌بردارى مىكرد . در قرن پانزدهم وضع به كلى تغيير كرده بود و ترتيب تازه به وجود آمد . زيرا اروپا به كمك سفرهاى دريايى و گردش به دور دنيا از نظريّات كهنهء قرون وسطا كه به نسبت فراوان از ترجمهء آثار اسلامى و عربى قرن سيزدهم ، همچون مؤلّفات فرغانى و بتّانى ، مايه داشت آزاد شد . به دورانى كه از آن سخن داريم ، نخستين نقشه‌هاى پرتغالى و ايتاليايى به نام نقشه‌هاى