ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
427
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
طبق معمول مبدأ محاسبهء آن جزاير خالدات است . كتاب دوّم كه ظاهرا عنوان تحقيق الإعراب فى اسماء البلاد دارد 141 بتقريب مطالب كتاب اوّل را به دست مىدهد ، امّا هدف آن ضبط نامهاى جغرافيايى فهرست كتاب اوّل است . توضيحات وى در اين زمينه تا حدّى مفصّل است و البتّه از خطوط طول و عرض چيزى نمىگويد . چنان كه اوزلى نشان داده ، 142 محمّد صادق احيانا نامهايى در فهرست خود دارد كه در منابع ديگر نيست . البتّه نمىتوان دانست از ادخال نام شخصيتهاى تاريخى ، چون مزدك و تتش ، در فهرست جغرافيايى چه هدفى داشته است . 143 جالب آنكه هر دو رساله نه مقدّمه دارد و نه اشارهاى به منابع آن هست ، ولى منابع را خوب مىشناسيم كه بجز ابو الفدا برزيجهاى نصير الدّين طوسى و الغ بيگ 144 و گاه و بىگاه بر حمد اللّه قزوينى تكيه دارد . 145 اوزلى به هنگام انتشار ترجمهء دو رساله پنداشته بود كه دو فهرست محمّد صادق به اهميت همسنگ جدولهاى نصير الدّين است ، امّا اين نظر را كسى نپذيرفت و رنو چند سال بعد نوشت كه اين دو اثر از لحاظ جغرافيايى اهميت چندان ندارد ، 146 زيرا اطّلاعات مؤلّف در زمينهء جغرافياى نجومى ناقص است و نظريّات او قابل ملاحظه نيست . 147 يك نكتهء كوچك جالب از رسالهء محمّد صادق اين است كه در آخر فهرست تحقيق الإعراب كلمهء « ينگى دنيا » 148 ( يعنى دنياى جديد - مقصود امريكاست ) آمده و اين نام كه ريشهء تركى دارد و سطورى كه در توضيح آن آمده نشان مىدهد كه نام تازه از كجا به فهرست تماما كهنه راه يافته است . وى از كشف اين قسمت تازهء دنيا كه امريكا نام دارد مطّلع است ، ولى چه وقت اين كار شده و چند قرن از آن گذشته ؟ محمّد صادق جوابى به اين سؤال نمىتواند داد ولى مىداند كه اروپاييان بارها از راه دريا به آن منطقه رفتهاند و تركان عثمانى از آن خبر دارند . مؤلّف طبعا اين خبر را از بزرگان گرفته و در اين كتاب خواهيم ديد كه در قرن شانزدهم و هفدهم جغرافيا به نزد تركان عثمانى به مراتب از ايرانيان پيشرفتهتر بود و در موارد خاصى حتّى از عربان نيز جلو زده بودند . جغرافياى فارسى حتّى پس از دوران محمّد صادق به نظريّات كهن پابند بود و اطّلاعات تازه نتوانسته بود آن را از قالب كهنه درآرد . با وجود اين در همان قرن هفدهم ، در خارج ايران ، در مناطقى كه زبان فارسى رواج داشت ، مؤلّفاتى بزرگ به وجود آمد و در اين مورد از محمّد بن امير ولى ، كه در بخارا مىزيسته ، نام مىبريم كه تاريخ عمومى وى در شش جلد عنوان بحر الأسرار فى معرفة مناقب الأخيار دارد و تأليف آن به دستور نادر محمّد ، امير بخارا ( 1642 - 1645 / 1051 - 1055 ه . ) از خاندان جنيديان ، به سال 1634 / 1044 ه . آغاز شد . جلد اوّل كتاب به چهار « ركن » تقسم مىشود و بتفصيل از مسائل كيهان نگارى به ترتيب كهن سخن دارد . مهمّترين منابع او رشيد الدّين و حافظ ابروست . 149 اهميت كتاب به عنوان يك منبع تاريخى در تحقيقات بار تولد و زكى وليدى به خوبى آشكار شده است .