ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
412
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
معلوم نشده است ، و به حافظ ابرو دستور داد آن را به فارسى برگرداند و از منابع ديگر تكميل كند . كار بكندى پيش رفت و در دو قسمت پايان گرفت . اين نكته را از تاريخهاى دقيقى كه در آخر هر قسمت آمده توان دانست و از آن معلوم مىشود كه مقدّمه به سال 1417 / 820 ه . ، قسمت اوّل به سال 1419 / 822 ه . ، و قسمت دوّم به سال 1420 / 823 ه . به سر رسيده است . محتملا مؤلّف كتاب را به سر نبرد از اين رو كه به تأليف ديگر اشتغال داشت ، زيرا شاهرخ از سال 1417 / 820 ه . تأليف يك كتاب مفصّل تاريخى را به عهدهء او گذاشته بود كه قسمت مهمّى از آن به ما رسيده است و به احتمال قوى آن هم به سر نرسيده است . اشتغال مؤلّف در يك زمان به تأليف دو كتاب سبب شده كه مقدّمه و عنوانهاى كتاب تاريخ به نسخههاى جغرافيا راه يافته است . 5 از كتاب جغرافيايى كه حافظ ابرو در تأليف جغرافياى خود از آن استفاده كرده نشانى به دست نيست ، ولى بىگفت و گو از آثار مكتب كلاسيك بلخى - اصطخرى بوده است . مؤيّد اين مطالب ترتيب ولايتها در جغرافياى اوست كه روش جغرافى شناسان قرن دهم را به ياد مىآورد ، زيرا سخن را از عربستان آغاز مىكند و پس از آن اقيانوس هند ، افريقا ، اندلس ، جزاير مديترانه ، مصر ، شام ، شرق نزديك ، و ايران است و به ترتيب از غرب به شرق مىآيد . 6 منابع اضافى وى كاملا روشن است و ، ضمن سخن ، از بعضى آنها ياد مىكند . هدف وى ايجاد يك تأليف تركيبى بوده كه رسوم جغرافيايى رايج در نوشتههاى عربى و فارسى را با هم داشته باشد . جالب آنكه حافظ ابرو جغرافى شناسان عربى مغرب و از جمله ادريسى 7 و ابن سعيد 8 را مىشناخته است . وى قسمتهايى از يك كتاب مفقود دوران فاطميان ، يعنى الكتاب العزيزى تأليف مهلّبى را محفوظ داشته است . 9 از ميان مؤلّفان فارسى زبان از محمّد نجيب بكران و از صور الاقاليم محمّد بن يحيى به طور منظّم استفاده كرده است . 10 به نظر كريمسكى ، حافظ ابرو كتاب خود را به روش حمد اللّه قزوينى تأليف كرده 11 ولى اين نظر دقيق نيست ؛ البتّه وى از كتاب قزوينى مانند ديگر مؤلّفات فارسى استفاده كرده 12 و بعض قسمتهاى كتاب او با رشيد الدّين بسيار نزديك است . 13 معلوم مىشود كه منابع وى فراوان و شايسته بوده و از روى آن توان دانست كه نفوذ نوشتههاى جغرافيايى عربى منحصر به مغرب اسلامى و دانش اروپايى نبوده و به اقطار شرق اسلام نيز رسيده است . كتاب حافظ ابرو از لحاظ مضمون مكمّل خصايص آن مكتب جغرافيايى است كه آن را خوب مىشناسيم . مقدّمهء كتاب در زمينهء كيهان نگارى است كه مطالب معمولى دربارهء شكل زمين ، اقليمها ، درياها ، درياچهها ، رودها ، و كوهها ضمن آن آمده است . پس از آن ، قسم اوّل از اقطار مختلف از غرب به شرق سخن دارد كه از ولايت مغرب آغاز و به كرمان ايران ختم مىشود ؛ دو فصل اخير مربوط به فارس و كرمان اضافات تاريخى دارد كه مربوط به دوران