ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

411

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

فصل 19 نوشته‌هاى جغرافيايى فارسى از قرن پانزدهم / نهم ه . تا دوران حاضر سابقا مكرّر گفته‌ايم كه مؤلّفات جغرافيايى فارسى با نوشته‌هاى جغرافيايى عربى رابطهء نزديك دارد ، در همان مسير مىرود ، و نقش آن را تكميل مىكند و گاهى مطالبى را محفوظ مىدارد كه اصل عربى آن به جا نمانده و احيانا منبع آثار مدوّن به زبان عربى است . پس از حملهء مغول نوشته‌هاى جغرافيايى فارسى در مسير مستقل افتاد و نزديك به پايان قرن پانزدهم سلسلهء آثارى كه به جهات متعدّد از نظر ما اهميت دارد خاتمه يافت . البتّه تكامل اين نوشته‌ها متوقّف نماند ، ولى تعقيب مراحل آن مانند نوشته‌هاى عربى ضرورت ندارد و اين كار محتاج به تحقيقات خاصى است كه بايد به وسيلهء محافل مشغول به تحقيقات ايرانى انجام شود . دربارهء دورانهاى متعاقب آن از آغاز قرن شانزدهم به بعد ، از نمونه‌هاى معيّنى به اختصار سخن خواهيم داشت ؛ نه از لحاظ اهميت آن ، بل از اين رو كه همانند آثارى است كه در همان زمان در نوشته‌هاى عربى بدان برمىخوريم . مكتب جغرافيايى عربى به قرن پانزدهم هنوز قوّت كافى داشت و اين قضيّه را از نفوذ آن بر حافظ ابرو ، مؤلّف و مورّخ معروف ، معلوم توان داشت . 1 نام وى ، چنان كه بار تولد آورده ، 2 شهاب الدّين عبد اللّه بن لطف اللّه خوافى است . حافظ ابرو در هرات تولد يافت ، در همدان علم آموخت و به سال 1430 / 833 ه . در زنجان وفات يافت . وى از روزگار تيمور جزو رجال دربار بود و به عنوان بازيگر شطرنج نيز شهرت يافت . شاهرخ ، نوادهء تيمور كه ضمن سفرهاى خشكى و دريا حافظ ابرو را همراه مىبرد ، 3 او را مورّخ رسمى دربار كرده و وظايف علمى مختلف به عهده او گذاشته بود كه از آن جمله تأليف يك كتاب جغرافيايى بود كه گر چه عنوان آن را نمىدانيم ، 4 از نظر ما اهميت خاصّ دارد . به سال 1414 / 817 ه . يك كتاب جغرافياى عربى پيش شاهرخ آوردند ، كه اسم آن