ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
409
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
باشد پيوستگى آن با رشتهء فرهنگهاى جغرافيايى نيز مستبعد نيست ، و اين نكته هنگام سخن از تاج العروس - كه شرح قاموس فيروزآبادى است و به قرن هجدهم / دوازدهم ه . مربوط مىشود - روشن خواهد شد . در طول قرنهاى چهاردهم و پانزدهم / هشتم و نهم ه . ، مناطق واقع در شرق شام و فلسطين هيچ گونه تأليف ارزشمندى در زمينهء جغرافيا به زبان عربى به وجود نياورد . يك نسخهء دستكارى شده از جغرافياى قزوينى بهجاست كه متعلّق به تاريخ متأخّر است و مىتوان آن را به شهر دور افتادهء باكو مربوط دانست ، البتّه در صورتى كه منابعى كافى و قوى براى توجيه اين مطلب - بر خلاف نام مؤلّف كه نمىتوان گفت به طور قطع خوانده شده - به دست توان آورد . در حدود سال 1403 / 806 ه . عبد الرشيد بن صالح بن نورى باكويى كتاب تلخيص الآثار و عجايب الملك القهّار را تأليف كرد . 140 ظاهرا در اين عنوان اشارهاى به منبع اساسى كتاب ، يعنى آثار البلاد قزوينى ، هست . دربارهء مؤلّف چيزى نمىدانيم ، فقط نام وى نشان مىدهد كه او - يا خاندانش ارتباطى با شهر باكو داشتهاند . فرن 141 نظرها را به يك نسخهء خطّى از كتاب حاجى خليفه جلب كرد كه وفات وى را در قاهره دانسته است ، ولى چون تاريخ حادثه كه سال 1603 / 1012 ه . تعيين شده فوق العاده غريب مىنمود ، طبعا نمىشد اين روايت را معتبر دانست . باكويى ، در تقسيم مطالب جغرافيايى اقاليم و تقسيم نواحى هر اقليم به ترتيب حروف الفبا ، از روش قزوينى پيروى كرده و تمام مطالب آن نيز بتقريب از قزوينى گرفته شده است و فقط در ذكر خطوط طول و عرض با وى اختلاف دارد ، ولى اين كار بىنظم انجام مىگيرد . نيز به پيروى از مكتب قديم ، محاسبه را از جزاير كانارى آغاز مىكند . 142 مؤلّف در مقدّمهء كوتاه خود مطالب كلّى جغرافيا را به ترتيبى كه با آن آشنايى داريم به دست مىدهد . از شكل زمين و اقاليم هفتگانه و توزيع محصولات در جهان طبيعت سخن مىكند . 143 در حدود سال 1790 دوگين محتواى كتاب را از روى نسخهء خطّى پاريس به طور مختصر ترجمه كرد ، ولى در آن موقع نمىتوانست مؤلّف را معرفى كند . ارزشيابى وى از كتاب مبالغه آميز است ، شايد از اين رو كه دانشوران آن روزگار ديگر مؤلّفات جغرافيايى عربى را چنان كه بايد نمىشناختند ؛ فى المثل ، به پندار دوگين ، باكويى اطّلاعات فراوان از محصولات بلاد مختلف و كالاهاى تجارتى و معادن به دست مىدهد كه در كتابهاى ديگر نيست . 144 ولى به حق مىگويد كه اهميت كتاب از آنجاست كه انديشهاى كلّى از حدود اطّلاعات جغرافيايى كه در آن روزگار به دسترس طبقهء متوسّط بود به دست مىدهد . 145 فرن ضمن تحقيق دربارهء ابن فضلان ، كه به باكويى مراجعات مكرّر داشته ، نشان مىدهد كه از كتاب وى فوايدى مىتوان برگرفت ؛ حتّى اگر خواننده به حكم ضرورت به ترجمهاى نامناسب چون ترجمهء دوگين مراجعه كند كه با احتياط از آن استفاده بايد كرد . 146