ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
408
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
در وصف قدس است ، دوّم در وصف مسجد الاقصى و گفت و گو از مدرسهها و ديرها و شهرهاى فلسطين ، سوّم شامل سرگذشت سلاطين و دانشوران به ترتيب مذاهب اربعه و قاضيان مشهور و واعظان و فقيهان است ، و قسمت چهارم از تاريخ واليان سخن دارد و به تاريخ سلطنت قايتباى خاتمه مىيابد . از اينجا توان يافت كه موضوع كتاب درهم است ، زيرا اساس آن مربوط به جغرافياى دينى است و جزو كتابهايى است كه براى زيارت دعوت مىكند ، ولى به تاريخ اقوام نيز ، ضمن گفت و گو از سرگذشت رجال مشهورشان ، ميدان مىدهد . قالب عمومى كتاب ، مطالبى است كه از مقدسى صاحب مثير الغرام و سيوطى مؤلّف إتحاف الأخصّا گرفته است . مقدسى در كتاب نقش عمده دارد و در بعضى از موارد نه دهم مطالب آن از مثير الغرام است . 135 چون نسخههاى خطّى كتاب فراوان است و نيز از جملهء چند كتاب چاپ شدهء اين سلسله است ، از مدتها پيش نظر خاورشناسان را جلب كرده بود . دو نسخهء خطّى كتاب در مؤسّسهء مطالعات شرقى هست . 136 كتاب از نيمهء قرن هجدهم در محافل خاورشناسان شهره بود . هامر از قرن نوزدهم قسمتهايى از آن را منتشر كرد كه هر چند ، چون ديگر كارهاى او ، ارزش قابل ملاحظه ندارد ولى حقّ تقدّم او را انكار نمىتوان كرد . مجير الدّين تنها مؤلّف سلسله « نوشتههاى فلسطينى » است كه از كتاب وى يك ترجمهء خوب اروپايى و لو مختصر به دسترس است ( 1876 ) ؛ و اين را مديون سوور ، سكه شناس و مورّخ مشهور ، هستيم كه در ده سال اخير كتابى بر اساس آشنايى با « نوشتههاى فلسطينى » تأليف كرده و نشان داده كه در نوشتههاى نقشه نگاشتى دمشق خبرهاى بزرگ است . قطعاتى كه مدنيكوف به روسى ترجمه كرده و حاشيه بر آن نوشته ، مىتواند فكرى روشن از سه تن نمايندهء بزرگ اين سلسله مؤلّفات به دست بدهد . بىگفت و گو اين مؤلّفات از لحاظ تكامل عمومى نوشتههاى جغرافيايى حادثهاى جالب يا تازه نيست ، ولى از نظر تاريخ تمدّن بخصوص با توجّه به حوادث جنگهاى صليبى ، چيز تازهاى به شمار مىرود و از لحاظ كثرت عدد و وسعت دامنه حادثهاى بىسابقه است كه رنگ خاصّى به نوشتههاى جغرافيايى اين منطقه ، به دوران پيش از فتح عثمانى ، داده است و به زودى نفوذ بعضى از گوشههاى آن را در نوشتههاى دوران بعد خواهيم ديد . جغرافياى اقليمى در اقطار ديگر نيز زنده بود ، امّا در همه جا ، در مقايسه با شام و فلسطين ، بىرنگ و كم مايه بود . به اين مناسبت بايد بگوييم كه فيروزآبادى ، علامهء لغوى معروف ( متوفّى به سال 1414 / 817 ه . ) ، كه اصلش از شيراز بود و آفاق را درنورديد تا در زبيد يمن بمرد ، 137 دو رساله به جا نهاد كه هر دو را فقط از عنوان مىشناسيم : يكى احاسن اللطائف فى محاسن الطائف 138 و ديگرى الوصل و المنى فى فضل منى نام دارد 139 كه بىگفت و گو به رشتهء « فضائل » وابسته است . گر چه ممكن است علاقهء مؤلّف به مسائل لغوى بر آن اثر كرده