ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

405

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

كه از آن سخن داريم مشخّص مىتوان كرد . منابع آن نيز بسيار است . از ميان مؤلّفانى كه يادشان كرده‌ايم ، از ابن جوزى ، ابن عساكر ، امين الدّين ، فزارى ، و زركشى استفاده كرده 118 و به نوبهء خود از منابع اتحاف بوده 119 و طبعا از اين راه به مجير الدّين و مؤلّفان ديگر رسيده است . بدين سان با آنكه كتاب را بىواسطه نمىشناسيم ، بىگفت و گو در نوشته‌هاى خاصّ فلسطين نقشى داشته و بايد در اين سلسله مؤلّفات جايى داشته باشد . همين قضيّه دربارهء دو مؤلّف ديگر كه از لحاظ زمانى متأخّرند و نسخه‌هاى خطّى كتابشان به جا مانده صادق است ؛ يكيشان شهاب الدّين احمد بن محمّد اقفهسى مصرى ( متوفّى به سال 1405 / 808 ه . ) است كه اهل مصر بوده و مانند زركشى به سبب مؤلّفات فقهى خود شهره شده ، ولى شهرت وى همانند او نبوده است . كتاب وى رنگ عمومى دارد و عنوان آن تسهيل المقاصد لزوّار المساجد است كه تأليف آن به سال 1384 / 786 ه . به سر رسيده و گاه و بىگاه نسخه‌هاى خطّى آن در مشرق به دست مىآيد ، امّا در اروپا كمياب است . 120 آشنايى ما با كتاب از اينجاست كه يكى از منابع اتحاف بوده و سيوطى در مقدّمهء كتاب خويش از آن ياد كرده است ، 121 و توان پنداشت كه موضوع فلسطين در آن اهميت خاصى داشته است . مؤلّف ديگر ، كه به سبب اقامت در خليل از خبرگان مسائل فلسطين بوده ، اسحاق بن ابراهيم تدمرى خطيب خليلى ( متوفّى به سال 1429 / 833 ه . ) است 122 كه چنان كه از نامش پيداست از مردم تدمر بوده ولى خطيب مسجد خليل ، يعنى حبرون قديم ، شده كه ميان مسلمانان به عنوان مقام ابراهيم خليل شهره است . كتاب وى عنوان مثير الغرام فى زيارة الخليل عليه السلام دارد و ضمن آن از مقام خليل كه آن را نيك مىشناخته و ظاهرا موضوع خطبه‌ها و موعظه‌هاى وى بوده سخن مىكند . مسلّم است كه كتاب از نوع نوشته‌هاى تبليغى است كه بر مبناى تاريخى - جغرافيايى و كمى تخصّص مدوّن شده . اهميت حبرون از نظر مسلمانان مقارنهء آن را با بيت المقدّس توجيه مىكند . تأليف كتاب به سال 1411 / 814 ه . به سر رسيد و در محافل خبرگان مسائل فلسطينى ، اگر اين تعبير درست باشد ، شهرت كافى يافت . سيوطى آن را جزو منابع خويش آورده 123 و نسخه‌هاى خطّى آن ، كه تا قرن هفدهم مطالبى به آن افزوده‌اند ، به جا مانده ، 124 ولى در اروپا نسخه‌هاى خطّى آن بسيار كمياب است ؛ به همين جهت دانشوران اروپايى از قطعات منقول مؤلّفان بعدى استفاده مىكنند . دو تن از كسانى كه مىخواهيم اين سلسله را در حدود نهايت قرن پانزدهم به نام آنها به سر بريم ، مطالب بيشتر داشته‌اند و نامشان در نوشته‌هاى اروپايى مربوط به فلسطين بيشتر آمده است . در همين صفحات مكرّر به نام كتاب يكى از آن دو برخورديم ، زيرا از كتابهايى كه به جا نمانده اطّلاعات مهمى نقل كرده است . عنوان كامل كتاب إتحاف الأخصّا بفضائل