ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
404
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
مسجد اقصى و سرگذشت بعضى از شخصيتهايى كه نامشان با مسجد پيوسته است . ترجمههاى مدنيكوف ، كه شامل قطعات مهمى از فصلهاى پنجم و ششم و هفتم مىشود ، انديشهاى روشن از قسمت دوّم كتاب مىدهد . از مضمون كتاب معلوم مىشود كه مقدسى از روش مؤلّفانى كه فلسطين و شام را به هم پيوند مىدهند ، و سابقا از آن سخن آورديم ، پيروى مىكند . طبعا كتاب يك تأليف تاريخى و جغرافيايى ، به تمام معنى كلمه ، نيست ، بلكه نوشتهء يكى از مردان دينى است كه به گفتهء كونيگ 105 هدف اصلى وى دعوت به زيارت است و از اين لحاظ با بقيهء مؤلفاتى كه دربارهء آن سخن مىكنيم تفاوت ندارد ، بلكه يكى از حلقههاى تكامل آن به شمار مىرود . منابع كتاب نوعا كتابهاى درجهء دوّم و آثار مؤلّفانى است كه از آنها سخن داشتيم 106 و از اين لحاظ اهميت آن ناچيز است . بيشتر از همه به ابن عساكر پيوسته كه منبع اساسى او به شمار است 107 ولى از ابو المعالى المشرّف 108 و ابو بكر واسطى 109 نيز به صورتى چشمگير مطالبى نقل مىكند . نويسندگان بعدى نيز به همين صورت بر او تكيه داشتهاند . مطالب سيوطى غالبا همانند اوست 110 و مجير الدّين نه دهم مطالب خود را كلمه به كلمه از مقدسى گرفته است . 111 به طور كلّى كتاب رواجى يافته و در پايان قرن چهاردهم به قالب مختصر درآمده كه نسخههاى خطّى آن به جاست . 112 از آغاز نيمهء دوّم قرن چهاردهم مسائل فلسطينى به مردم شام و مؤلّفان جغرافيا و جغرافياى اقليمى منحصر نماند ، و شاهد اين سخن فقيه بزرگ محمّد بن بهادر تركى مصرى زركشى ( متوفّى به سال 1392 / 794 ه . ) است 113 كه نسب و موطن وى را از نامش مىتوان دانست . وى به قاهره و دمشق و حلب علم آموخت . شايد علاقهء وى به مسائل محلى نتيجهء اقامت شام بود ، ولى ظاهرا در اين زمينه بصيرت كافى داشت . بجز چند كتاب فقهى ، رسالهاى با عنوان إعلام الساجد بأحكام المساجد دارد كه نسخههاى خطّى آن فراوان نيست ، 114 ولى چون سبكى ، معاصر وى ، در كتاب خويش دربارهء فلسطين مطالب بسيار از او گرفته 115 مسلّم است كه قدس در اين رساله جاى معتبرى داشته است . تاج الدّين عبد الوهّاب سبكى از مواليد قاهره بود ، ولى در دمشق به تدريس پرداخت و به سال 1370 / 776 ه . همانجا درگذشت . 116 وى نيز مانند سلف خود به عنوان فقيه شهرت فراوان يافت ، ولى به تاريخ علاقه داشت و اين قضيّه در طبقات الشّافعيّة ، تأليف بزرگ وى ، جلوه كرد . موضوع كتابى را كه دربارهء فلسطين نوشته از عنوان الروض المغرس فى فضائل البيت المقدس مىتوان دانست . از نسخههاى خطّى آن خبرى به دست نداريم . حاجى خليفه نيز ضمن سخن از كتاب اتحاف شمس الدّين سيوطى 117 اشارهاى كوتاه بدان مىكند ، ولى به كمك اقتباسات فراوانى كه از اين كتاب در « نوشتههاى فلسطينى » شده جاى آن را در سلسلهء مؤلفاتى