ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
396
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
كه به گفتهء تشنر ، خبرهء تاريخ جغرافياى ترك ، كمتر از پنج نيست رايجتر است . 39 جالب آنكه قديمترين ترجمهء تركى كتاب ابن الوردى كمى پس از تأليف متن عربى ، يعنى پيش از تسلّط تركان بر قسطنطنيه ، به وجود آمد 40 و ترجمههاى ديگر مربوط به قرن شانزدهم / دهم ه . است . 41 آخرين ترجمهء تركى را محمّد عاشق در حدود سال 1598 / 1006 ه . ضمن تأليف بزرگ جغرافيايى خود ، مناظر العوالم ، كه دربارهء آن بتفصيل سخن خواهيم داشت آورده است . 42 چون نسخههاى فراوان از كتاب ابن الوردى به اروپا راه يافت ، بسيار زود توجّه دانشوران را جلب كرد . مبتديان كه منابع ديگر نداشتند ناچار بودند موضوع تحقيقات خود را از آن استخراج كنند ، و البتّه مطالبى كه موجب شهرت كتاب در شرق شده بود چندان مورد توجّه آنان نبود . سلسيوس علامهء مشهور ، افكار را به قسمت تاريخ طبيعى - بخصوص مطالب مربوط به گياهان - جلب كرد . از هنگامى كه اوريويليوس به كتاب پرداخت و به سال 1752 قسمت مربوط به درخت خرما را منتشر كرد ، خريدة العجائب تا حدّى جزو برنامهء دانش سوئدى شد ، و هيلاندر ( 1784 - 1823 ) ، 43 فكس ( 1786 ) ، 44 و تورنبرگ ( 1835 - 1839 ) 45 فصولى از آن را انتشار دادند . دانشوران مناطق ديگر نيز در اين باب كار كردند ؛ علامه كولر كه تحقيق گرانقدر دربارهء ابو الفدا دارد ، قسمت شام كتاب ابن الوردى را چاپ كرد ( 1766 46 و 1786 ) . دوگين نيز به سال 1789 تحليلى از همه كتاب كرد كه تا حدّى شهرت آن را استحكام داد . 47 قرن ، دانشمند بزرگ ما ، فعاليّت علمى خويش را با ابن الوردى آغاز كرد و نخستين تحقيق عالمانهء او ، كه به سال 1804 انتشار يافت ، قسمت مصر ابن الوردى با ترجمه و حواشى بود . 48 از نيمهء قرن نوزدهم ، كه مؤلّفات بزرگ و گرانقدر به اروپا رسيد ، ستارهء ابن الوردى رو به افول رفت و اكنون اهميت وى تنها از اين روست كه كتاب وى آخرين كيهان نگارى عربى به شمار است ، يعنى رشتهاى كه با كتاب قزوينى به اوج رسيد و با كتاب ابن الوردى علائم انحطاط ، اگر نه سقوط ، آن نمايان شد . در تمام اين دوران ، تأليف در زمينهء جغرافياى اقليمى در شام و فلسطين رواج بسيار داشت ، ولى حاصل كار با آنچه در مصر ديديم متفاوت بود و به اندازهء مؤلّفان مصر به مسائل اداره و فعاليّت ديوانهاى دولتى نمىپرداخت و عجب نبود ، زيرا پيوسته مصر مقرّ دولت بود و همهء مراجع ادارى كه در آنجا به وجود مىآمد در شام نيز به نسبت زياد مورد توجّه بود . مؤلّفات شامى بندرت در راه خطط مصرى ، يعنى وصف شهرها و پايتختها به ترتيب محلات ، گام مىزد . تنها نقطهء مشترك آن با مؤلّفات مصر اين بود كه علاقهاى را كه مصريان به قاهره داشتند تا حدّى صرف شهرهاى بزرگ شام ، چون دمشق و قدس و حلب ، مىكرد ولى بيشتر از خطط به رشتهء قديمى « فضائل » و « محاسن » مىپرداخت كه از قرنهاى هشتم و نهم ريشه داشت .