ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
390
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
چشمهها ، چاهها ، ديرها ، كليساها ، و قصرها » . 142 گفت و گو منحصر به مصر نيست ، ولى در همهء قسمتهاى كتاب مصر مقام اوّل دارد . بىنظمى كتاب همانند آشفتگى مطالب آن است . تأليف اين اياس بر طبق معمول با مختصرى از جغرافياى نجومى و تقسيم زمين به هفت اقليم آغاز مىشود ، و وصف مناطق به ترتيب از مغرب اقصى و مغرب اوسط و مغرب ادنى است . اسكندريّه و خراج مصر و نيل و سودان اهميت خاص دارد . گزارشى از راه مصر به شام ميان كتاب مىدود و به دنبال آن مؤلّف مىخواهد تا حدّى نظم را رعايت كند . سخن از شام آغاز مىشود و به دنبال آن از ارمنستان و سرزمين جزيره و عراق سخن مىرود و پس از آن رشتهء ترتيب پاره مىشود ، حتّى در همين قسمتها نيز ذكر مكانهاى جغرافيايى يك بار طبق حروف الفباست ولى باز در قسمتهاى مختلف چند بار مكرّر مىشود . پس از آن مؤلّف از موضوعات مختلف و گوناگون چون شهرها ، اقطار ، درياها ، جزيرهها ، رودها ، كوهها ، اهرام ، ديرها ، عيدها ، و تقويم قبطى گفت و گو مىكند . در كتاب ابن اياس نكتههايى از اخبار يمن ، حجاز ، هند ، اندلس ، و بعضى از آثار و بناهاى روم هست ؛ از گفت و گوى روس و بلغار نيز غافل نمىماند . بدين سان با كتابى سروكار داريم كه نمونهء كامل مؤلّفات تفريحى است و جزو سلسلهاى است كه ابن فقيه آغاز كرده و در واقع هم او به سر برده است . كتاب جغرافياى ابن اياس تاكنون چاپ نشده ، ولى از روى قطعاتى كه لانگلس و آرنولد در آغاز اين قسمت انتشار دادهاند و هم از مقاله فون كرمر دربارهء آن قضاوت مىتوان كرد . آمارى در نيمهء قرن گذشته آن را يك كتاب « نقلى كاملا درجه دوّم » توصيف كرده ، 143 ولى معترف است كه محتملا وى به يكى از متون ادريسى كه به ما نرسيده مراجعه كرده است . اين قضيّه دربارهء همهء بخشهاى كتاب صادق است ، مطالب آن نقلى خالص است ، ولى گاه و بىگاه سطورى درخشان در آن هست . مثلا در توصيف بلاد نوبه همانند مقريزى به كتاب اسوانى ، مؤلّف قرن دهم ، مراجعه كرده 144 كه به دست ما نرسيده است . در قسمت مصر ، فهرستى از اندازه گيريهاى طغيان نيل در طى سالها به دست مىدهد كه متنى كاملتر از آن در اين باب به دست نيست . لانگلس ، انظار را متوجّه اين فهرست كرد و در كتاب خويش انتشار داد . بايد بگوييم كه ابن اياس در ديگر قسمتهاى كتاب ، بر مأخذ مكتوبى تكيه دارد كه در انتخاب آنها ماهر نبوده است . با وجود آنكه به دوران مماليك ، در نتيجهء مناسبات با دولت اردوى زرين ، اطلاعاتى فراوان دربارهء جنوب روسيه فراهم آمده بود و گروهى از مؤلفان مصرى چون : عمرى و قلقشندى و عينى ، از آن استفاده كردند ، ابن اياس اطّلاعاتى به دست مىدهد كه مربوط به قرن دهم / چهارم ه . است و روايت اقليشى ، يعنى ابو حامد غرناطى ، را دربارهء بلغار نقل مىكند و لازم نمىداند بگويد كه مربوط به دوران پيش است . وى نيز ، چون مؤلّفان سلف ، روس را به