ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
381
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
كوشش و معرفت وسيع مقريزى حقا حيرت آور است . چنان كه قسمت زيادى از مطالب او در جاى ديگر نيامده و اگر روايت او نبود بكلّى از ميان مىرفت . وى معمولا در نقل مطالب دقيق است و تا حدود امكان از شخصيّتهاى معاصر حادثه نقل مىكند . سبكى ساده و روشن و دلپذير دارد و از درازنويسى و حماسهگويى به دور است . 81 از لحاظ روش ، كتاب به يك مجموعهء مقالات بيشتر مىماند تا به يك كتاب منظّم . در تأليف مقريزى تاريخ و باستانشناسى چنان آميخته است كه به گفتهء گست ، نمىتوان دانست كه يك متن تاريخى است يا يك كتاب نقشه نگارى . مانند همهء مؤلّفان عرب دريافت انتقادى وى ضعيف است . كتابش حسن تناسب كمتر دارد و احيانا از يك هرم بزرگ و يك مقبرهء كوچك به يك اندازه سخن مىكند . وقتى روايت منابع وى متناقض است قضاوت را به عهدهء خواننده مىگذارد . غالبا روايتها را چنان كه بايد تنقيح نمىكند . به طورى كه مجموع آن مايههايى براى تاريخ مصر و نقشه نگارى قاهره است ولى تاريخ يا نقشهنگارى منظّم نيست . 82 با اين همه ، تا حدى ابتكار دارد . در ضمن بيان مقدّمه ديديم كه براى پرهيز از خلط تاريخها روش زمانى معمول را رها مىكند و مطالب را به ترتيب محلات و نواحى و آثار تقسيم مىكرده ، و از منطقى خاص تبعيت مىكند . تا اندازهاى دلبستهء اطّلاعات تازه است و احيانا علاقهاى مفرط به مطالب مختلف و از جمله زمين شناسى نشان مىدهد . 83 مثلا به عقيدهء او به دورانهاى قديم نيل همه سرزمين مصر را پوشانيده بود و مردم آن سرزمين ، پيش از بنيان شهر ممفيس در غارها مىزيستند . مقريزى براى گفت و گو از تاريخ اقوام ساكن مصر ، روشى گسترده دارد . مطالب هيچ يك از مورّخان مسلمان دربارهء قبطيان مانند وى مفصّل نيست كه هشت فصل از جزء سوّم كتاب را گرفته است . در فصول مذكور احيانا از تاريخ كليساى قبطى ، از نخستين بطرك تا دوران شكنجهء سال 1354 ، و از هشتاد و شش دير قبطى و هفتاد كليساى مسيحى سخن دارد و اطلاعات تاريخى و جغرافيايى فراوان دربارهء آن به دست مىدهد . 84 در اين مورد نيز شخصيّت ممتاز وى جلوه مىكند . مثلا وقتى از عيد شهيدان ، كه قبطيان سرگذشت آنان را با طغيان نيل ارتباط مىدهند ، به طنزگويى مىپردازد - به گفتهء كارا دو وو - همسنگ بهترين مؤلّفان عصر نهضت ايتالياست . 85 جالب آنكه مقريزى در قالبريزى اين قسمت از كتاب نه تنها به كتاب الدّيارات شابشتى مراجعه كرده ، بلكه از مؤلّفات يك مورّخ عرب مسيحى به نام المكين نيز بهره گرفته است . به همين ملاحظات ، به اتّفاق همگان و بىگفت و گو كتاب مقريزى در حدود مطالبى كه فراهم آورده بسيار گرانقدر است . وى به همهء منابع سلف كه بيشتر از سه ربع آن تلف شده و به ما نرسيده مراجعه كرده ، و در حدود روش عمومى مؤلّفان عرب با دقّت از آن نقل مىكند . 86