ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

380

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

مقريزى لازم ندانسته است كه در مقدّمه به بعضى از قسمتهاى كوچك كتاب اشاره كند ، كه از آن جمله است گزارشى كوتاه كه به دنبال مقدّمه هست و از مصريانى كه پيش از او در عرصهء تأليف گام زده‌اند سخن دارد ، 75 و نيز آن بحث مختصر كه دربارهء علم جغرافيا آورده و مقدّمه‌اى بر نقشه‌نگارى تاريخى است 76 كه ضمن آن بر روش قديم مىرود و تازگى ندارد . مقريزى با آن كه به عادت مؤلّفان مسلمان در بند تواضع است به كتاب خود مىبالد . دانشوران اروپايى كه از روش وى انتقاد كرده‌اند ، مطالب كتاب را به اهمّيّت و ارزش ستوده‌اند . به سال 1856 يكى از بهترين مقريزى شناسان ، يعنى كاترمر ، خاورشناس فرانسوى ، به مناسبت انتشار چاپ اوّل خطط كه به سال 1853 / 1270 ه . بود نوشت كه مقريزى مىخواسته است همه چيزهاى مربوط به قاهره را بتفصيل شرح دهد و در اين كار توفيق يافته است . بناها و مؤسسه‌ها را با دقّت كامل وصف كرده و تاريخ بنا و اضافات آن را بتفصيل آورده و از سرگذشت اميران و بزرگانى كه بنيانگذار يا مقيم بنا بوده‌اند سخن كرده و حوادث مهم و رسوم و عادات و ترتيبات متعلق به آن را شرح داده . كاترمر و مارگوليوث ، علامهء معاصر ، به حق گفته‌اند كه هيچ يك از شهرهاى مشرق نمىتواند چون قاهره به داشتن كتابى به دقّت و ابداع همسنگ خطط ببالد . 77 ولى كاترمر اين نكته را افزوده كه گزارش مقريزى از مصر به منزلهء مقدّمه‌اى براى گزارش قاهره است . و مطالب وى دربارهء شهرهاى ديگر ، مانند آنچه دربارهء مولد خود آورده ارزشمند نيست . غالبا گزارش وى خشك و بىروح است و رنگ افسانه دارد . دربارهء دورانهاى قديم مطالب فراوان دارد كه غالب آن محصول تخيّل است 78 و چنان كه در مورد ابن وصيف شاه ديديم ، از منابع عربى مايه ندارد بلكه بر تاريخ داستانى رايج در محافل قبطى ، كه ظاهرا در محيط شعوبى نشو و نما يافته بود ، تكيه دارد . وقتى در اواخر قرن نوزدهم ، گست خاورشناس ، به تحقيق دربارهء منابع خطط پرداخت ، ناچار با نظر كاترمر ، به استثناى پاره‌اى ملاحظات جزئى ، موافقت كرد . به نظر وى كيهان نگارى و جغرافيا براى مقريزى ارزشى ندارد و مطالب وى دربارهء تاريخ قديم تماما جنبه داستانى دارد . گرانقدرتر از همهء مطالب جزء اوّل ، گزارشى است كه از نظام ماليات آورده و همهء قسمتى از كتاب كه در آن از فاطميان سخن دارد . گزارش وى را دربارهء محلات قاهره و آثار فسطاط يك متن كلاسيك توان شمرد . 79 به اين مناسبت بايد بگوييم كه آثار فسطاط به دوران مقريزى بسرعت رو به نابودى بوده ، و گزارش وى دربارهء آن ناقص و مختصر است . گزارش وى از حوادث معاصر بسيار آشفته است و مسائل مهمى را مسكوت گذاشته است . يكى از معايب مهمّ كار وى اين است كه حدود را آشفته مىگويد ، و تعيين جاها به صورت دقيق مشكل و احيانا محال است . 80 با وجود همهء اين ملاحظات ، همچون دربارهء ديگر دانشوران بايد گفت كه