ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
334
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
ولى قلمرو آن به وضعى چشمگير كوچك شده بود . به همين جهت مرينيان مانند اسلافشان ، عربان اندلسى ، به تشويق ادب و اهل ادب همّت گماشتند . در آثار معمارى عصرشان نمونههاى هنرى بزرگ به جا مانده و نيز دربارشان تعدادى از چهرههاى درخشان عرصهء علم و ادب را جلب كرده بود ، و ابن خلدون و ابن خطيب ، كه هر دو معاصر ابن بطوطه بودند ، در سايهء حكايتشان مىزيستند . 91 ظاهرا تدوين سفرنامهء ابن بطوطه مديون دخالت سلطان ابو عنان است و او بود كه يك محرّر ادبى - اگر اين تعبير درست باشد - براى وى پيدا كرد . قراين نشان مىدهد كه جهانگرد ما ، با وجود علاقه به قصّه پردازى ، به نوشتن چندان راغب نبود ؛ امّا اينكه چگونه انديشهء تأليف كتاب به عمل رسيد به خوبى از عبارات محرّر معلوم مىشود كه ضمن سخن از رونق فاس به روزگار سلطان ابو عنان گويد : از جملهء كسانى كه به دربار والاى وى آمدند و از تنگابهاى بلاد به درياى بيكران او رسيدند ، شيخ فقيه جهانگرد موثّق راستگو ، مسافر آفاق و رهسپار طول و عرض اقاليم ، ابو عبد اللّه محمّد بن عبد اللّه بن محمّد بن ابراهيم لواتى طنجى معروف به ابن بطوطه ، بود كه در بلاد شرق به شمس الدّين شهره است . هم اوست كه جهان را به عبرت آموزى بگشت و ولايات را به تجربه اندوزى در هم پيچيد و با فرقههاى ملل به گفت و گو نشست و در سرگذشت عرب و عجم غور كرد . آنگاه در اين محضر و الا رحل اقامت افكند 92 و اشارهء كريمانه روان شد كه مشاهدات و محفوظات خويش را بر من املا كند و از نام ملوك اقطار و علماى اخيار و اولياى ابرار سخن آرد . وى نيز چيزها به من املا كرد كه مايهء نزهت خاطرها و بهجت سامعان و ناظران است ، از مطالب غريب كه روشن كرد و نكات عجيب كه تحفه آورد . و فرمان و الا به بندهء اين مقام كريم و خادم خاص و شرفجوى خدمت جنابشان ، محمّد بن محمّد بن جزى كلبى ، صدور يافت كه املا شدههاى شيخ ابو عبد اللّه را در كتابى فراهم آرد كه شامل بر فوايد و وسيلهء نيل مقاصد آن باشد ، با عبارات منقح و مهذب و روشن كه از اين طرفهها بهره توان برد و از اين درهاى بىصدف سود توان گرفت . پس امتثال فرمان كرد و بدان منبع رو آورد كه به يارى خدا به مقصود درآيد . و معانى كلام شيخ ابو عبد الله را با الفاظ وافى به غرض كه روشنگر مقاصد وى تواند بود نقل كردم ، و بسا شد كه كلمهاى بر گفتهء او بيفزودم اما در اصل و نوع آن خلل نياوردم . و همهء حكايت و اخبار كه ياد كرد بياوردم و به بحث و تجربه دربارهء حقيقت آن نپرداختم ؛ كه او در صحّت روايت رهسپار مسلك قويم و گوياى الفاظ رساست . و نام مشكل جاها و كسان را با اعراب و نقطه ثبت كردم ، تا فرا گرفتن صحيح آن آسان باشد و نامهاى اعجمى را تا آنجا كه توانستم شرح كردم تا كسان در كشف مشكلات آن به خطا نيفتند . 93