ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

329

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

نگرفته است . از جملهء گروه اول جغرافى نويسان در صبح الأعشى به نام ابن خرداذبه ، ابن حوقل ، مسعودى ، همدانى ، مهلبى ، و سمعانى برمىخوريم و از جمله نمايندگان دوران نقره‌اى نام بكرى ، ادريسى ، غرناطى ، ابن سعيد ، ياقوت ، و ابو الفدا هست . در كنار اين مؤلّفان هنوز مروّجان مطالب داستانى ، چون ابن وصيف شاه ، نيز هستند . بجز مؤلّفات جغرافيايى توصيفى به كتابهاى جغرافياى رياضى نيز ، البته به نسبت كمتر ، برمىخوريم ، و به هر حال قلقشندى غالبا از زيجهاى مختلف و از مجسطى بطلميوس نقل مىكند و از جملهء منابع اساسى او در اين زمينه بيرونى 71 و بخصوص كتاب قانون مسعودى است . قلقشندى در مطالب جغرافياى رياضى كتاب بكلّى بر مكتب قديم تكيه دارد و از نظريات كيهان نگارى بطلميوس تبعيت مىكند ، و از اين نمونه معلوم توان داشت كه چگونه محافل دبيرى قاهره ميان نظريّات قديم موجود در كتابها و حقايق جغرافيايى نوين ، كه خوب مىشناخته‌اند 72 و تجربيّات اقوام مختلف مؤيّد آن بوده ، سرگردان بوده‌اند . بدين‌سان بار ديگر به فاصله‌اى برمىخوريم كه در عرصهء نوشته‌هاى جغرافيايى نظريّه را از واقعيّت جدا مىكند و مكرّر از آن سخن داشته‌ايم . فراموش نبايد كرد كه در ميان مطالب جغرافيايى قلقشندى اطلاعات وى از مناطقى كه شخصا مىشناخته اهمّيّت فراوان دارد ؛ چنان كه در ضمن سخن از مصر و شام نمونهء آن را ديديم . و نيز اطّلاعات وى از بلادى كه با دولت مماليك روابط سياسى منظّم نامحدود داشته‌اند به اهمّيّت كمتر از آن نيست . در مورد ممالك نصرانى ، پدر لامنس مطالب او را ضمن چند مقاله تحليل كرده ، و اين كارى است كه تيز نهاوزن نيز دربارهء دولت اردوى زرّين و گرجستان ، و كانار دربارهء قسطنطنيه كرده است . 74 ولى حتّى در مورد بلادى كه جز مطالب ادبى و قصّه‌هاى جهانگردان اطّلاعاتى از آن نداشته ، نبايد بىچون و چرا مطالب او را نديده بگيريم . بهترين نمونهء قضيّه مطالبى است كه دربارهء هند نوشته 75 و منابع او از عمرى و جز او يا چاپ شده و يا نسخه‌هاى خطى آن به دسترس است ، به طورى كه مطالب منقول از آن چنان كه قبلا به نظر مىرسيد اهمّيّت ندارد . با وجود اين ، قلقشندى تفصيلاتى آورده كه معلوم مىدارد عربان آن روزگار انديشهء قابل قبولى از هند داشته‌اند . 76 اين ملاحظات صحّت گفتهء پيشين ما را تأييد مىكند كه كتاب قلقشندى در زمينهء نوشته‌هاى جغرافيايى نمودارى برجسته و منحصر به فرد است و به حق سلسلهء دايرة المعارفهاى دوران مماليك را ، كه اصيلترين آثار آن روزگار در قلمرو ادب به شمار است ، خاتمه مىدهد . به علاوه ، تا حدّى توان گفت كه صبح الأعشى در تاريخ نوشته‌هاى جغرافيايى دوران معيّنى را به سر مىبرد ، زيرا دوران جغرافياى عمومى كه با نمونهء كيهان نگاريها و دايرة المعارفهاى قرنهاى سيزدهم و چهاردهم / هفتم و هشتم ه . به اوج رسيده بود پايان يافت و نمونهء جغرافياى