ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
324
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
از قاهره و شام اين پندار را تقويت مىكند كه جنوى جهانديده آنجا را از نزديك ديده است . در موضوع صليبيان عمرى ، بجز اطّلاعات جنوى ، مطالبى متنوّع و پرمايه به دسترس داشته است . در مقابل اين روايات كه از غرب آورده جالب است كه نمونهاى از گفتههاى او را دربارهء شرق دور نقل كنيم . به عقيدهء شفر ، كه در قسمتهاى مربوط به چين مطالعه كرده ، 55 نبايد عمرى را نسبت به اين مناطق روايتگويى بدانيم كه هر چه را به دست آورده نقل كرده است ، زيرا وى دربارهء شمال چين از قول كسانى كه ملاقاتشان كرده اطّلاعات فراوان آورده است . 56 اين گونه جهانگردان تاجران يا فقيهانى بودند كه به احتمال قوى به علّت احتياج اقليتهاى مسلمان به قاضى و امام به اين مناطق كشانيده مىشدند و تعدادى از مردم عراق و ايران و ما وراء النهر جزء آنها بودند و همه قصّههاشان تأكيد مىكند به دوران مغول دروازههاى چين به روى تاجران و دوستداران اطّلاع باز بود 57 و تجّار عرب است و پرندهء شكارى و جواهر و حتّى ظروف ميناكارى حلب را به آنجا مىبردند 58 و از نواحى مختلف زندگانى چين اطّلاعاتى البتّه نامنظّم ولى كافى و فراوان داشتند . 59 اينان به سازمان ادارى و طرق ارتباط و طبعا به تجارت و مسائل مربوط به حرفه و شغل توجّه خاصّ داشتند و اطّلاعاتشان از زندگى مردم چين در حدود مسائل مربوط به نظام پولى محصور نبود ، بلكه به موضوعات ديگر چون مهارت چينيان در ساختن دندان مصنوعى نيز مىرسيد . اين دو مثال از شرق و غرب اهميت فوق العادهء كتاب عمرى را به عنوان منبعى براى مطالعهء آن دوران نمودار مىكند . محتاج به گفتن نيست كه به عنوان يكى از منابع تاريخ دولت اردوى زرّين ، اهميت آن از بقيهء دايرة المعارفهاى دوران مماليك كمتر نيست . ضمنا بايد بگوييم كه ترجمهء تيز نهاوزن از مطالب متعلّق به اردوى زرّين و نتايج حاصل از آن در بعضى از موارد محتاج به تجديد نظر و تحقيق دربارهء متون است ، زيرا در مدّت شصت سال پس از پيدايش اين اثر ، كه آغاز دورانى نوين در تحقيقات مربوط به دولت مذكور بود ، منابع تازه كشف شده و چاپهاى انتقادى به دسترس قرار گرفته است . اگر اهميت كتاب عمرى نسبت به مناطقى كه شخصا نديده چنين باشد ، طبعا ارزش آن نسبت به قلمرو دولت مماليك ، يعنى مصر و شام ، كه مؤلّف از نزديك با آن آشنا بوده خيلى بيشتر است و در واقع هر دو كتاب از مهمترين آثار آن دوران به شمار است . عمرى گر چه از روش تاريخى مرسوم پيروى كرده مىدانسته كه چگونه شخصيّت خود را به عنوان مؤلّف حفظ كند ؛ و مؤلّفات وى از نسلهاى بعد كه در تكامل اين روش مديون او بودهاند ستايش فراوان ديد . قلقشندى ، مؤلّف آخرين دايرة المعارف بزرگ دوران مماليك ، با عمرى رابطهء نزديك دارد ، و هر چند فعاليت او در آغاز قرن چهاردهم بوده در اينجا فرصت براى گفت و گو از او