ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
306
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
دوران به هنگام اقامت در حلب ، به سال 1317 / 717 ه . ، كتاب جغرافيا را نيز تأليف كرد . كارهاى سياسى او نيز توفيق آميز بود و به سال 1320 / 720 ه . بار دوم امارت حماة يافت و كار امارت ، موروثى خاندان وى شد و لقب « الملك المؤيّد » گرفت . در سفرى به مصر اسكندريه را بديد و در مراسم استقبال سفيران كميابى چون سفير خايمه ( يعقوب ) دوّم ، پادشاه آراگون ، و سفير ايلخان ايران حضور داشت و همراه سلطان در سركشى به مصر عليا به دندره رفت و زندگى خود را در حماة به آرامى به پايان برد و اين به اكتبر سال 1331 / 732 ه . بود كه افسانهاى پيشبينى كرده بود عمر وى ، مانند ديگر افراد خاندانش ، از شصت سالگى نخواهد گذشت . حتى باقيماندگان وى نيز چندان نپاييدند . پسرش امارت حماة را به ارث برد و از سلطان مصر خلعت امارت گرفت ، ولى چون به سال 1341 / 742 ه . درگذشت نوهء ابو الفدا نتوانست با حوادث پيچيدهء آن روزگار كنار آيد و به حفظ ظاهر امارت قناعت كرد ، تا به سال 1357 / 758 ه . كه در حماة بمرد و خاندان ابو الفدا منقرض شد . 53 مقبرهء ابو الفدا تا به روزگار ما در شهر حماة نزديك مسجد معروف به « مسجد الحيايا » « 2 » به جاست ، و طبق نقش موجود در مسجد كه تاريخ 1327 / 727 ه . دارد 54 آن را نيز ابو الفدا ساخته است . گفته بود تا مدفن او را به نزديك منارهء مسجد بسازند و كفن خود را نيز آماده كرد . و اگر تاريخ نقش درست باشد چهار سال پيش از وفات ، يعنى به هنگام بناى مسجد به سال 1327 / 727 ه . ، لوازم مرگ را آماده كرده بوده است . 55 يك اثر هنرى كه به ابو الفداى نويسنده ، نه فرمانروا ، تعلّق داشته از دستبرد روزگار مصون مانده و آن يك قلمدان برنجى است كه عبارتى مناسب بر آن نقش كردهاند و اثرى جالب از هنر اسلامى است . 56 به دوران ابو الفدا حماة مركز اهل ادب بود و در آنجا به چند تن شاعر برمىخوريم كه در ستايش امير همچشمى داشتند و ابن نباته ، شاعر معروف ، از آن جمله بود . از مردم شهر نيز شاعرانى بودند چون عمر مهار ، شاعر عامى ( متوفّى حدود سال 1310 / 710 ه . ) . 57 خود ابو الفدا نيز با شعر بيگانه نبود . در بسيارى از علوم همچون نجوم ، طب ، و گياهشناسى نيز دست داشت ، ولى شهرت علمى او نتيجهء دو كتاب دربارهء تاريخ و جغرافياست . ابو الفدا گر چه معاصر ماركوپولو بود جهانگرد نبود و بجز شام و بلاد مجاور آن چون فلسطين و عربستان و مصر و قسمت شرقى آسياى صغير و سرزمين بالاى جزيره جايى را نديد ، ولى يك جغرافى شناس روايتگر بود و گاهى نيز مطالب مدوّن خود را از قصّههاى تاجران و جهانگردان ، كه در شام شنيده بود ، مىگرفت . بىگفت و گو كتاب وى يك اثر روايتى است كه
--> ( 2 ) يعنى مسجد مارها ؛ حيايا جمع عاميانهء « حبة » به معنى ماراست . - مترجم عربى .