ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
303
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
و شايد هموست كه با عنوان و طواط ورّاق ( متوفّى به سال 1318 / 718 ه . ) از او سخن دارد كه از جمله نخستين مؤلّفان فرهنگنامهها [ - دايرة المعارفها ] است و در فصل بعد از او سخن خواهيم داشت . اينكه سابقا گفتهاند كتاب دمشقى همه نقل از مؤلّف اخير است 36 اساس درست ندارد . كيهان نگارى دمشقى از دههء هفتم قرن پيش با ترجمهء خوب فرانسه به وسيلهء مرن ، عربشناس دانماركى ، چاپ شد ولى كوششهاى نخستين براى مطالعهء اين اثر تا حدّى مربوط به خاور شناسان روس بود . كتاب به سبب پيدايش نسخههاى خطّى در ميان مجموعههاى مختلف از ديرباز مورد توجّه بود . از قرن هجدهم نوربرگ ، خاورشناس سوئدى ، قسمتهاى كوچكى از آن را منتشر كرد ( 1798 - 1799 ) و مىخواست همه را چاپ كند . 37 به سال 1918 وقتى يك نسخهء خطّى از اين كتاب جزو مجموعهء روسو به موزهء آسيايى پترزبورگ رسيد ، فرن خاورشناس بدان توجّه بسيار كرد و به سال بعد چاپ آن را به فرهنگستان پيشنهاد كرد . 38 چون حجم كتاب زياد بود در واقع پيشنهاد وى به منظور نشر نسخهء پترزبورگ ، نه تهيهء چاپ انتقادى آن ، بود . كار چاپ آغاز شد و چون به صفحهء سيصد و دوازدهم رسيد ، حريق باقيماندهء صفحات آمادهء چاپ را از ميان برد . 39 بدين جهت ، يا به دلايل ديگر ، فرن از ادامهء كار چشم پوشيد . به سال 1866 يعنى پانزده سال پس از وفات وى صفحاتى كه دچار حريق نشده بود فراهم آمد ، صحافى شد ، و انتشار يافت . همهء نسخههاى چاپ شده از صد متجاوز نبود و يك صفحه بر آن اضافه شده بود كه عنوان كتاب را به فرانسه معلوم مىداشت و هيچ گونه توضيح ديگر نداشت . متن تقريبا به گزارش فلسطين رسيده و شامل دو ثلث كتاب بود . در همين سال چاپ مرن ، كه نخستين بار به مطالعهء دمشقى پرداخته بود و از كوشش فرن خبر نداشت ، از روى نسخهء خطّى كپنهاك انتشار يافت . وى ترجمهء قسمتهايى از كتاب را آغاز كرده و تحقيقاتى پيرامون بعضى مطالب آن چون شام و فلسطين و شبه جزيره برانس و جز آن 40 انجام داده بود . سپس با كمك مطالبى كه از فرن آماده كرده بود متن كامل كتاب را براى چاپ حاضر كرد كه به وسيلهء فرهنگستان علوم روسى انتشار يافت . در نتيجهء آشنايى دانشمندان ، در نيمهء دوّم قرن نوزدهم ، با مؤلّفان سلف دمشقى و مؤلّفان فرهنگنامهها توجّه به او به وضعى محسوس كمتر شده است . آخرين تحقيق دربارهء كتاب او تحقيق دهرن دربارهء افريقا از نظر دمشقى بود كه به سال 1898 منتشر شد . 41 با وجود اين ، توانيم گفت كه كتاب وى دربارهء مطالب معيّنى هنوز مورد توجّه دانشوران است . كتاب احمد بن حمدان بن شبيب حرّانى با عنوان جامع الفنون و سلوة المحزون 42 از نوع كيهان نگارى و تا حدّى پيوسته با كتاب دمشقى است . متأسّفانه هنوز پارهاى از مسائل مربوط به شخص مؤلّف و متن كتاب او كه به علّت اختلافات نسخههاى خطّى دستخوش اختلاف فراوان