ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

268

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

دربارهء اروپاى شرقى و شمالى نيز صادق است . البته مشرق را بهتر از مغرب مىشناسد ، ولى از ناحيهء اخير نيز گاه اطّلاعاتى مىدهد كه نمودار وسعت معرفت وى از اوضاع آنجاست . آمارى مدلّل داشته 40 كه ياقوت تنها مؤلّفى است كه قطعاتى از دو كتاب مفقود دو مؤلّف سيسيلى را نگاه داشته ، يكى ابو على حسن ( حدود سال 1050 ) 41 و ديگرى ابن قطاع ( متوفّى به سال 1121 / 515 ه . ) 42 كه همهء اطّلاعات خود را دربارهء جزيرهء مذكور از آنها گرفته است . به عكس اين ، اطّلاعات وى دربارهء ايتاليا نوعا خوب نبوده و همين قضيّه چنان كه زيبولت گويد دربارهء كرس ، لومباردى ، كالابريا ، مالت ، و جز آن صادق است . 43 بجز فرهنگ بزرگ ، دو كتاب جغرافى ديگر با نام ياقوت ارتباط دارد كه پيش از فرهنگ چاپ شده بود و پس از آن بىارزش شد : يكى ، كه پس از فرهنگ بزرگ و با هدفى خاص تأليف شده ، عنوان كتاب المشترك وضعا و المفترق صقعا دارد ، يعنى فرهنگ جاهايى است كه نام آن مشترك است . از عبارات خود ياقوت در مقدّمهء كتاب معلوم مىشود كه آن را از فرهنگ بزرگ استخراج كرده تا مراجعه به آن آسان باشد . مطالب كتاب بسيار مختصر است و همهء استطرادهايى كه مايهء اعتبار منبع اصلى است افتاده و چون از پس فرهنگ بزرگ تأليف شده گاه مطالبى مختصر بدان افزوده شده كه در فرهنگ بزرگ نيست . در اين گونه موارد مراجعه بدان مفيد تواند بود . مطالب آن از لحاظ تعداد مفصّل است و يكهزار و نود و يك نام مربوط به چهار هزار و دويست و شصت و يك محلّ جغرافيايى در آن هست . كتاب ديگر كه عنوان متكلّفانهء مراصد الاطلاع على اسماء الأمكنة و البقاع دارد و جوينبول متن آن را چاپ كرده 44 كار ياقوت نيست ، و مختصرى از فرهنگ بزرگ است كه يكصد سال بعد ظاهرا به وسيلهء شخصى به نام صفى الدّين عبد المؤمن بن عبد الحكم ( متوفّى به سال 1338 / 739 ه . ) فراهم شده و هنوز دربارهء مؤلّف آن اختلاف هست . 45 رنو ، كه متن چاپ شده را با دقّت كامل مطالعه كرده ، به اين نتيجه رسيده كه دست كم سه مختصر يا سه رونويس با يك عنوان وجود داشته كه فقط يكى از ياقوت بوده كه به ما نرسيده است . 46 با توجّه به نظر ياقوت دربارهء « مختصر نامه‌ها » كه در آخر مقدّمهء فرهنگ بزرگ آمده وجود تأليفى از اين گونه متعلّق به او مشكوك مىنمايد . رنو مختصر دوّم را از عبد المؤمن مذكور مىداند 47 و سوّمى را به سيوطى مشهور نسبت مىدهد 48 . كتاب اخير در همين اواخر به دست آمده 49 و جوينبول آن را در شش جلد چاپ كرده كه مورد توجّه بسيار شده 50 تا آنجا كه كار و وستنفلد را در مورد چاپ فرهنگ بزرگ به نسبت زياد آسان كرده است . و اكنون نيز از اين جهت اهمّيّت دارد كه مىتوان نكات پيچيدهء فرهنگ بزرگ را به وسيلهء آن توضيح كرد . البته اضافات جوينبول بر كتاب مذكور هميشه مفيد و پرارزش خواهد ماند .