ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
108
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
طرف غرب همسايهء تركيه و از طرف شمال همسايهء مقدونيه به حساب آورده است . تقريبا نيم قرن پس از مسلم جرمى ، يعنى حدود سال 900 / 288 ه . ، هارون بن يحيى در اسارت روم شرقى به سر مىبرد كه مطالبى مهم ، بخصوص در توصيف گرانقدر قسطنطنيه در آن روزگار ، از وى به جا مانده است . چنان به نظر مىرسد كه عرصهء اطلاعات وى تا حدّى از مسلم جرمى تنگتر بوده است ، ولى اهميّت روايت وى از اين جهت است كه قسمت مهمّى از آن را ابن رسته جغرافيدان نقل كرده 103 و قزوينى نيز قطعاتى از آن را آورده است . 104 هارون بن يحيى به نزديك عسقلان فلسطين به اسارت دزدان دريايى درآمد كه از مردم اطاليهء آسياى صغير [ آنتاليا ] بودند و او را از راه دريا و خشكى به قسطنطنيّه بردند و مدّتها در آنجا بود و از راه سالونيك به رم رفت و سرزمين صقلابيان و نيز بندقيّه را بديد . در رم اطّلاعاتى از بورگونى و فرانسه و بريتانيا به دست آورد . قسمت اساسى روايت وى خاصّ توصيف قسطنطنيه است كه روزن ، خاورشناس روسى ، حتّى پيش از چاپ كتاب ابن رسته ، انظار را بدان متوجّه كرد و به سال 1879 / 1297 ه . متن را با ترجمهء روسى انتشار داد ، 105 و به سال 1887 / 1305 ه . مقالهاى دربارهء آن نوشت . 106 در قرن بيستم / سيزدهم ه . ماركوآرت تحقيقى دقيق دربارهء آن كرد ، 107 و بيزانس شناسان در سالهاى اخير به توصيف وى از قسطنطنيه توجّه خاص كردهاند 108 و دربارهء دورانى كه وى وصف كرده تحقيقات مكرّر شده و نظرهاى مختلف به ميان آمده است . بعضى خواستهاند تاريخ آن را به سال 912 بدانند 109 و اين درست نمىنمايد . 110 قابل ملاحظه آنكه توصيف وى از قسطنطنيه پارهاى اطّلاعات مهم و جالب دارد كه حاصل مشاهدهء مستقيم است . امّا به خلاف آن ، توصيف رم منحصر به نقل عجايب است و گويى از منابع مسيحى شرق نقل شده كه به احتمال قوى سريانى بوده است . روايات ديگر جغرافى شناسان عرب دربارهء رم نيز از همين قبيل است . 111 در كنار اسيران ، سفارتها نيز نقش قابل ملاحظهاى در توسعهء اطّلاعات جغرافيايى داشتند . اخبار اين سفارتها حتى در قرن نهم / سوم ه . كمياب نبود ، ولى دربارهء مغرب اسلامى بايد بخصوص از كسى كه اطلاعات فراوانى دربارهء وى به جا مانده ياد كنيم ، يعنى يحيى بن حكم بكرى ( 770 - 864 / 153 - 250 ه . ) كه به سبب زيباييش ملقب به « غزال » بود و دوبار مأموريّت سياسى يافت . وى شاعرى هنر پرور بود و چند زبان مىدانست . عبد الرحمن دوم ، امير قرطبه ، او را به ولايت شمال - ظاهرا به ژوتلند - فرستاده بود تا با نورمنها كه كمى بيش از آن به سال 844 / 230 ه . به اندلس حمله برده و اشبيليه [ سويل ] را غارت كرده بودند ، مذاكره كند . گويا پيش از آن براى بستن پيمان صلح با امپراتور تئوفيلوس به عنوان سفارت به قسطنطنيه نيز رفته بود . اخبار سفارت نخستين را به ابن دحيه ، مورّخ آغاز قرن سيزدهم اندلس ، نقل كرد 112