ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

105

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

رفته و بيشتر مطالب ما فقراتى ناچيز يا فقط ذكر موضوع بدون توضيحات ديگر است . اما همين قسمت گاه وسعت دامنهء سفر را نشان مىدهد و مىتوانيم تصوّرى از اقسام سفرهاى مختلف داشته باشيم . سفرها در مناطق متعدّد بود و تنها به مشرق ، كه دورانى دراز از مناسبات بازرگانى عربان را بدان پيوند مىداد ، منحصر نبود بلكه به مغرب نيز مىرسيد . از آغاز اين دوران به خبرهايى از سفرهايى علمى در نوع خود بىنظير برمىخوريم ، كه غالبا هدف آنها ، مسائل عملى بوده است . ادريسى قصّه‌اى نقل مىكند 75 بدين خلاصه كه ابراهيم بن مهدى ( متوفّى به سال 839 / 224 ه . ) ، 76 برادر خليفه هارون الرّشيد ( 786 - 809 / 170 - 193 ه . ) ، در تأليف خود كتاب الطّبيخ 77 نقل كرده كه خليفه كسانى را به يمن فرستاد تا معلوم كنند عنبر از كجا مىآيد ، و آنان در ضمن سفر خود ، در احوال مردم عدن و خاسك بر ساحل مهرة و ديگر نقاط مسكون جنوب جزيره كنجكاوى كردند . 78 نشانه‌هاى صحّت در اين قصّه نمودار است ، زيرا در آن روزگار اهمّيّت عنبر سپيد و سياه ( كه بايد ميان آن و عنبر زرد تفاوت گذاشت ) به عنوان وسيلهء علاج و هم بوى خوش بسيار معروف بود 79 و غالبا آن را از سواحل شرقى افريقا روبه‌روى يمن مىآوردند 80 و در اقتصاديّات خلافت نقشى داشت . ابو يوسف ، معاصر معروف رشيد ، از آن به صورت يك منبع مهمّ خراج ياد مىكند كه از لحاظ اهمّيّت معادل مرواريد بوده است . 81 نمىتوان همهء رواياتى را كه با نام اين خليفه مربوط است موثّق شمرد . تاريخ ادبى نشان مىدهد كه در اطراف نام وى موضوعات خرافى بسيارى به وجود آورده‌اند . فرن ، بنيانگذار عربشناسى روس ، بخصوص در عرصهء جغرافيا ، در كتاب خود دربارهء ابن فضلان نظرها را به روايت ذيل ، كه در يك منبع متأخّر آمده ، جلب كرده است : خليفگان عبّاسى جاسوسانى از مرد و زن داشتند و عبد اللّه ، ملقّب به سيّد غازى ، بيست سال تمام جاسوس اخبار ديار روم بود و هارون الرّشيد از عجايب امور از او مىپرسيد ، و عبد الله - چنان كه امام دمشقى ضمن فضايل جهاد آورده - به او پاسخ مىداد . » 82 به استناد شهرت فرن ، اين قصّه در محافل علمى اعتبار يافت و تنى چند از دانشوران و از جمله رنو به نقل آن پرداختند . 83 مسلّم است كه مسلمانان در آن روزگار بخصوص در آسياى صغير دستگاه جاسوسى منظّمى داشته‌اند ولى اين قصّه ، كه فرن انظار را متوجّه آن كرده ، به هنگام تحقيق پايدار نمىماند ، زيرا اولا مربوط به منبعى كاملا متأخّر است كه آن را موثّق نمىتوان شمرد ؛ فرن قصّه را از نسخهء خطّى رسالة الانتصار گرفته 84 كه ظاهرا تأليف على دده ، مورّخ اهل بوسنى ( متوفّى به سال 1598 / 1007 ه . ) 85 و از اواخر قرن شانزدهم / اوايل قرن