ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

95

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

تقريبا همراه آن به وجود آمده كه به دنبال آن چند شرح و چند مختصر نيز فراهم شده است . ترتيب اين زيج تقريبا همانند زيج ايلخانى است . به دنبال مقدّمهء مفصل ، مقالهء اوّل در معرفت تقويمهاست ، مقالهء دوم از شناخت اوقات ، سوم از حركت ستارگان ، و چهارم از محلّ ستارگان ثابت سخن دارد . زيج الغ بيگ استمرار يكى از رشته‌هاى دانش اسلامى است و طبعا چيز تازه‌اى كشف نكرده است . به دورانهاى بعد ، تا عصر جديد ، در شرق نزديك كار رصد دشوار بود و به همين جهت زيج الغ بيگ آخرين سخن دربارهء نجوم قرون وسطا و بلكه مرحلهء كمال دانش نجوم پيش از اختراع تلسكوپ به شمار است . 117 عمر رصد خانهء الغ بيگ از رصد خانهء مراغه نيز كوتاهتر بود ، و به احتمال قوى از عمر بنيانگذار آن بيشتر نبود و از قرن شانزدهم / دهم ه . به بعد ويرانه شد . 118 از دستياران معتبر الغ بيگ در كار رصد خانه و از جملهء تنظيم كنندگان زيج ، علىّ بن محمد قوشجى ( متوفّى به سال 1474 / 879 ه . ) بود كه ناچار به ترك سمرقند شد و پس از دوره گردى دراز در پناه سلطان محمّد ثانى ، پادشاه عثمانى و فاتح قسطنطنيه ، درآمد و عهده دار نشر معارف نجومى و جغرافياى دولت عثمانى شد و تعدادى از مؤلّفات عربى و فارسى او به زبان تركى ترجمه شد 119 و شايد تصادف محض نبود كه به دوران اين پادشاه جغرافياى بطلميوس بار ديگر به عربى ترجمه شد . عمر زيج الغ بيك قرنها از عمر رصد خانه درازتر بود ، و تقويم نويسان قلمرو اسلام تا همين اواخر آن را به كار مىبردند . اروپا نيز به قرن هفدهم / يازدهم ه . در نتيجهء تحقيقات گريوز ( 1648 - 1652 / 1058 - 1062 ه . ) و هيد ( 1665 / 1076 ه . ) آن را با نصير الدين به يك زمان شناخت . سديو مقدّمهء اين زيج را ترجمه كرد ( 1847 - 1853 / 1263 - 1269 ه . ) و پل نوبل فهرست ستارگان را به سال 1917 / 1336 ه . در يك چاپ علمى منتشر كرد . 120 سلسلهء مؤلّفات نجومى كه روش دانشوران مأمونى را تعقيب مىكند - و با وجود آنكه فقط از طول و عرض شهرها سخن دارد نسبت به جغرافياى توصيفى بىاهميت نيست با زيج الغ بيگ خاتمه مىيابد . گفت و گو از همهء طرفداران اين روش ، به طور منظّم و كامل ، نه آسان است و نه لازم ؛ زيرا از همهء آثار بزرگى كه نسبت به دوران خود سر آغاز عصرى نوين بوده سخن آورده‌ايم . آثار مذكور ، به استثناى موارد خاص ، براى توضيح مطالب جغرافيايى نقشه‌هايى همراه ندارد ، زيرا منجّمان نخواسته‌اند اين كار را انجام دهند و بيشتر جغرافى شناسان از مسائل نجومى اطّلاع كافى نداشته‌اند . تنها استثناى قابل ملاحظه ، چنان كه ديديم ، در نيمهء اوّل قرن دهم / چهارم ه . ، سهراب بوده كه ترتيب كار خوارزمى را حفظ كرده و به نقل مطالب عربى معاصر خود نيز توجّه خاص داشته است 121 و بىگفت و گو ، با رياضيّات و هم با جغرافياى توصيفى آشنا بوده است . اكنون به موضوع اخير يعنى جغرافياى توصيفى و شرايط پيدايش آن به دوران خلافت عبّاسيان مىپردازيم .