ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
91
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
سنجرى ، از نام سلطان سنجر ، آخرين پادشاه سلجوقى ( 1118 - 1157 / 511 - 552 ) ، آمده كه خازنى به دوران او مىزيسته و زيج خود را به او پيشكش كرده است . در قرن سيزدهم / هفتم ه . ابو على حسن المرّاكشى ( متوفّى در حدود سال 1262 / 660 ه . 88 كه او نيز در زمينهء جغرافيا اهميّتى دارد ، ما را متوجّه افريقا مىكند . زيرا وى سفر بسيار كرده و اندلس را ديده و با شمال افريقا ، از اقيانوس تا نيل ، آشنايى يافته است . تأليف اساسى وى عنوان جامع المبادى و الغايات الى علم الميقات نام دارد كه در قسمت اوّل آن از مبادى علومى كه مبناى نجوم است يعنى علم هيئت ( وصف جهان ) ، وقت شناسى ، و طريقهء ساختن ساعت آفتابى - يعنى شاخص - سخن مىكند . قسمت دوم را به ابزارهاى رصد و ترتيب كار با آنها اختصاص مىدهد . نيز فهرستى از نام دويست و چهل ستاره به دست مىدهد كه به سال 1225 / 622 ه . رصد شده . به علاوه ، عرض و طول 135 محلّ جغرافيايى را تعيين مىكند كه 34 تا را شخصا تحقيق كرده است . 89 جالب آنكه ارين را ، كه مربوط به مكتب رايج پيش از دوران مأمون بوده ، مبدأ گرفته است . تأليف كتاب به سال 1230 / 627 ه . انجام شد ، و دانش معاصر آن را نيز چون ديگر آثار نجومى زودتر از آثار جغرافيايى شناخت ، و قسمت مهمّى از آن به وسيلهء يك ترجمهء فرانسه كه به وسيلهء سديو پدر و پسر ، به سال 1834 - 1835 / 1250 - 1251 ه . منتشر شد در دسترس همگان بود و تكملهء آن نيز به سال 1842 - 1258 ه . انتشار يافت . به نظر رنو 90 مسلّم است كه اهميّت مراكشى بيشتر از لحاظ تجربى است و مقام علمى او پايينتر از ابن يونس بوده است ، ولى كتاب وى در زمينهء جغرافياى رياضى پيشرفت معتبرى به شمار است و توصيف وى از ابزارهاى رصد هنوز هم در باب خود بىنظير است . به دورانى كه مرّاكشى در مغرب رصدهاى نجومى خويش را انجام مىداد ، در مشرق ، در نتيجهء تسلّط مغولان بر بغداد و انقراض خلافت عبّاسيان ، تحوّلى مهم رخ داد و همين دوران كه در اثناى آن تعدادى از آثار تمدّن از ميان رفت در زمينهء مورد بحث ما اثرى معتبر به نام زيج ايلخانى به وجود آورد . نيز سازمانى بنياد كرد كه بشايستگى فعّاليّت دار الحكمهء مأمونى و حاكمى را ادامه داد ، و آن رصد خانهء معروف مراغه بود . هم زيج و هم رصد خانه با نام يكى از بزرگترين دانشوران اسلام يعنى نصير الدّين طوسى ( 1201 - 1274 / 597 - 672 ه . ) 91 پيوسته است ، كه گاه در قلمرو دانش اروپايى نام او را ناصر الدّين نويسند ، ولى اين امر ، چنان كه نالينو مدلل داشته ، 92 خطاى مسلّم است ، زيرا نام وى جز نصير الدين نبوده است . نصير الدّين زبان عربى و فارسى را نيك مىدانست و به آنها چيز مىنوشت و او را نمايندهء زبان عربى و فارسى ، هر دو ، مىتوان دانست . طبيعى است كه وى در تأليفات خود از مكتب عربى پيروى كرده كه با ميراث قدما پيوستگى كامل داشته است . به سبب مهارت فوق العادهء سياسى توانست در اوضاع