روميلا تاپار ( مترجم : همايون صنعتى زاده )

26

تاريخ هند ( فارسى )

سازمان ادارى بود . پس بابر سازمان ادارى حاضر و آماده‌اى را نداشت كه به خدمت گيرد . امّا دستش باز بود كه چنين سازمانى را بنياد گذارد . نبوغ او در حكومت كردن منحصر به فرد بود . او نه فرصت پيدا كرد و نه نيازى را احساس مىكرد تا چنين سازمانى را به وجود آورد . به علّت فقدان اسناد و مدارك از اوضاع كلى آن روز در شمال هند اطلاع چندانى در دست نيست . از اندك برگه‌هاى موجود چنين استنباط مىشود كه رونق اقتصادى سدهء چهاردهم در سدهء شانزدهم وجود نداشت . توده‌هاى كشاورز هندى با حداقل معيشت روزگار مىگذراندند . روزگارى كه مردم پيوسته با قحطى و سيل دست به گريبان بودند . سطح زندگى طبقات بالا نسبت به سدهء چهاردهم اندك بهبودى يافته بود اما هنوز به علت جنگ‌هاى دائمى داخلى و نابسامانى بازرگانى با نواحى سرحدى شمال غرب فقير بودند . اگر بتوان بناى مساجد ، مدارس و مقابر را خواه به انگيزه‌هاى مذهبى باشد و يا كسب حيثيت نشانه‌اى از رونق اقتصادى دانست مىتوان گفت هر چه بيشتر رو به شرق ، و جنوب مىرفتيم وضع بهتر بود . در اوتارپرادش شرقى كه خاندان شرقى شهر جوانپور را آباد كرده بودند رونق اقتصادى آشكار بود . بابر نظر مساعدى به نواحى اطراف دهلى و اگرا نداشت . شايد مناسب باشد اين فصل را با وصف خود بابر از هند به انتها رسانيم : اسباب دلخوشى در هند اندك است . مردم آن از صباحت منظر بىنصيب‌اند . از لطف و دلچسبى مصاحبت دوستانه و معاشرت رفيقانه و گفت‌وگوى آشنايان بىخبرند . نه صاحب ادراك‌اند و نه داراى هوش . با رفتار همراه با ادب بيگانه‌اند . نه احساس عطوفت مىدانند چيست و نه از مهربانى بويى برده‌اند . نبوغى ندارند . از ابتكار فنى بىبهره‌اند . كار ظريف نمىتوانند انجام دهند . در معمارى و طراحى فاقد مهارت و چيره‌دستىاند . نه اسب پرورش مىدهند و نه گوشت خوب مىتواند توليد كنند . نه انگور شيرين دارند و نه هندوانه مطبوع .