روميلا تاپار ( مترجم : همايون صنعتى زاده )

20

تاريخ هند ( فارسى )

احمدآباد برپايند . گويى به نمايندگى از گذشتگان به مراقبت مشغول‌اند . شعرا و فقهاى دربارهاى شاهزادگان و امرا هم فعال و پركار بودند . زيرا هر چند كه اين شاهزداگان و امرا با خشونت مىزيستند و با خشونت مىزيستند و با خشونت مىمردند اما در حمايت و پشتيبانى از اهل علم و فضل و هنر با يكديگر رقابت مىكردند . عزت و احترام ناشى از سرپرستى يك مجلس مشاعره دربارى همطراز و همانند بود با حضور شاه انگليس در مسابقهء اسب‌دوانى و يا جام قهرمانى فوتبال . محيط اين دربارها با فرهنگ محلى بيگانه و ناآشنا بود ازاين‌رو از جامعه دور و منزوى شده و در نتيجه شكننده بود . بيگانگانى كه به هند آمده بودند چه ترك ، افغان يا عرب همگى از فرهنگ ايرانى و ادب فارسى متأثر بودند . لذا نفوذ فرهنگ ايرانى ، كه مورد بغض هندوان قرار داشت ، محدود مىشد به دربار و طبقهء حاكمه اما در آيندهء هند تأثير عظيم گذاشت . با آن كه در اين روزگار آشفتگى و اختلاف همه جانبه بر هند حكمفرماست اما جامعهء هندى سرشار از زندگى و حركت است . اين سؤال مطرح مىشود آيا در پس اين رويدادها نيروهايى در كار نبودند كه بر ذهن و انديشهء مردم آن ديار اثر بگذارد ؟ به اين پرسش بايد پاسخ منفى داد . در ميان مسلمانان ، سر زندگى و نيروى توحيد اسلامى از ميان رفته بود . اگر از لحظاتى كه مسلمانان گرفتار احساسات يا تعصب مىشدند بگذريم ، نه مىخواستند به كسى كارى داشته باشند و نه ميل داشتند كسى به امور آنان دخالت كند . حرص و شوق ترك‌ها هم براى كشورگشايى زير ضربات مهلك امير تيمور خفه شده بود . آنچه وجود داشت و گاهى بروز مىكرد تمايلات ماجراجويانه بود . بودند جوانانى كه مىخواستند از شرايط ناآرام شمال غرب هند و فلات ايران استفاده كرده و بخت خود را در سرزمين‌هاى بيگانه بيازمايند . به التزام ركاب سردارى نامدار در سرزمينى دور دست درمىآمدند با اين اميد كه با نشان دادن لياقت‌ها و قابليت‌هاى خود صاحب جاه و مقام و آوازه شوند . اگر كسى صاحب استعداد بود و در اين راه گام مىنهاد امكان اين كه بخت و اقبال به او رو كند كم نبود . دليل اين مدعا زندگينامهء بسيارى از كسانى است كه در آن