فرانتس تشنر ، مقبول احمد ( مترجم : گنجى وآذرنگ )

7

دانش جغرافيايى مسلمانان ( فارسى )

اين ترتيب كه دايرهء چهارم در مركز رسم مىشد و شش دايرهء ديگر در اطراف آن قرار مىگرفت . دايرهء چهارم را « ايرانشهر » تشكيل مىداد كه مركزيترين نقطهء آن « السواد » بود . جغرافيدانان مسلمان مدتهاى مديد تحت تأثير اين نظام بودند ، و به رغم نظر بيرونى ، كه اين نظام را نه بر پايهء علمى و نه بر مبناى طبيعى مىدانست ، و تقسيم‌بندى يونانيان از اقاليم از ديد او علميتر بود ، تقسيم‌بندى يونانى جهان به سه يا چهار بخش هرگز نظر مسلمانان را جلب نكرد . مفهوم دو درياى عمده ، يعنى بحر الروم و بحر فارس ( مديترانه و اقيانوس هند ) كه يكى از شمال غربى ، يعنى اقيانوس اطلس و ديگرى از مشرق ، يعنى اقيانوس آرام ، از بحر المحيط وارد خشكى مىشدند و البرزخ ( باريكهء سوئز ) آنها را از يكديگر جدا مىكرد ، نيز چندين قرن جغرافيا و نقشه‌كشى مسلمانان را تحت تأثير داشت . همانطور كه كرامرز اشاره مىكند ، گرچه به احتمال زياد اين نظر مآلًا از آن بطلميوس است ، ولى اين واقعيت كه اقيانوس هند غالبا بحر فارس ناميده مىشود ، ظاهرا ثابت مىكند كه اين دريا لااقل بخشى از طرح جغرافيايى ايرانيان بوده است ، اما دربارهء منشأ اين طرح مطمئن نيستيم . « 1 » سنّتهاى ايرانى در متون مربوط به بازرگانى دريايى و دريانوردى مسلمانان نيز تأثيرى عميق داشته است ، و واژه‌هاى ايرانى تبارى مانند « بندر » ، « ناخدا » ، « رهنامه » ( دستورالعمل دريانوردان ) و « دفتر » ( دستورالعمل هدايت كشتى ) و امثال آن در واژگان دريايى مسلمين ، شاهد اين مدعاست . برخى نامهاى ايرانى ، مانند « خن » ( خط سير كشتى كه روى نقشه‌هاى دريايى رسم مىشود ) ، « قطب الجاه » ( قطب ) ، و غيره ،

--> ( 1 ) . op , cit , 153