روميلا تاپار ( مترجم : همايون صنعتى زاده )

5

تاريخ هند ( فارسى )

[ جلد اول ] پيش‌گفتار مترجم شواهد فراوانى حكايت از خويشاوندى نزديك دو قوم باستانى هندى و ايرانى مىكند . خويشاوندى كه چنين مىنمايد در چند سدهء اخير از يكديگر دور تر و بىخبرتر شده‌اند . اين دورى براى مترجم اين كتاب مايه دلتنگى و اندوه بوده و هست . خود را مغبون‌شده مىبينم ، از اين بابت كه از نعمت رفت و آمد و نشست و برخاست با عموزادگانم محروم شده‌ام . مىدانم مردمى مهربان و دوست‌داشتنى و بامحبت‌اند . از اين مهمتر ديده‌ام كه مردمى سرد و گرم روزگار چشيده و آگاه و دانا و صاحب بصيرت‌اند . اى كاش ممكن بود از گنجينه عظيم و ژرف آگاهى و خرد ملى آنان بهره برد . اميد آن‌كه ترجمه اين كتاب به زبان فارسى بتواند گامى - هرچند ناچيز - در كوتاه كردن اين فاصله و جدايى باشد . ترديدى ندارم نزديكى هرچه بيشتر اين خويشاوندان نزديك و از يكديگر دور شده به سود آن‌دو خواهد بود و نتايج نيكو خواهد داشت .