حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )

88

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )

عمر بن هبيره و فرزندش يوسف به بيمارى برص دچار شدند . خالد قسرى زندانى و بازخواست شد تا از گرسنگى هلاك شد . كسانى كه خداوند ، قاتلانى بر آنان مسلط كرد عبارت بودند از : عبيد اللّه بن زياد و مصعب بن زبير و ابو سرايا و جز آنان كه همه به قتل رسيدند ؛ و يزيد بن مهلب نيز به بدترين وضع كشته شد . در مجمع البحرين در مادّهء جبر مىگويد : در حديث كوفه آمده است : هر ستمگرى كه قصد ظلم و ستم به تو داشت ، خداوند او را به بلايى مبتلا يا قاتلى را بر او مسلط كرد ، برخى گفته‌اند : يكى از ستمگرانى كه قصد ظلم و جور به كوفه داشت زياد بن اميه بود . نقل شده كه او مردم را در مسجد كوفه جمع كرد تا به حضرت على ( ع ) ناسزا گويند و از او بيزارى جويند و هر كس را كه از فرمان او سرپيچى كند ، به قتل برساند . هنگامى كه مردم در مسجد اجتماع كرده بودند ، مأمور زياد نزد آنان آمد و به آنها دستور داد تا باز گردند و گفت : امير با شما كارى ندارد ، وى در آن لحظه به مرض فلج مبتلا شده بود . يكى ديگر از آن ستمگران ، حجاج بود كه مارهايى در شكمش پديد آمد و سرينش سوخت تا به هلاكت رسيد . همچنين عمر بن هبيره و فرزندش يوسف به برص مبتلا شدند و خالد قسرى را زدند و زندانى كردند تا از گرسنگى مرد . و كسانى كه خداوند ، قاتلانى را بر آنها مسلط كرد عبيد اللّه بن زياد ، و مصعب بن زبير و يزيد بن مهلب بودند ، كه حالات آنها مشهور است . در عيون اخبار و بحار الأنوار با ذكر سند از تميمى آمده است كه امام رضا ( ع ) به نقل از پدرانش فرمود حضرت على ( ع ) دربارهء كوفه فرمود : بلا و مصيبت از كوفه مانند خيمه‌هاى پيامبر ( ص ) دور مىشوند . در امالى مفيد و بحار الأنوار به نقل از كاتب از زعفرانى از ثقفى از ابراهيم بن ميمون از مصعب بن سلام از ابن طريف از ابن نباته نقل شده كه گفت : حضرت على ( ع ) كنار ستون هفتم باب الفيل كه پس از صحن قرار دارد نماز مىخواند كه مردى به سوى او آمد . دو لباس سبز پوشيده بود و دو گيس بافته سياه و ريشى سفيد داشت . هنگامى كه حضرت على ( ع ) نمازش را تمام كرد ، آن مرد خودش را بر روى حضرت انداخت و سرش را بوسيد ، سپس حضرت دستش را گرفت و او را از باب كنده خارج كرد ، ابن نباته گفت : ما