حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )

240

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )

عبد الملك بن عمير گويد : زياد را ديدم كه دور مسجد كوفه مىگشت و مىگفت : چقدر به مسجدهاى ديگر شباهت دارد و من براى هر ستون آن يكصد و هجده دينار پرداختم . پس از چندى بخشى از آن فرو ريخت و حجاج آن را ويران كرد و دوباره ساخت ، سپس ديوارى كه پس از خانهء مختار قرار داشت ، فرو ريخت و يوسف بن عمر آن را ساخت . سيد اسماعيل بن محمد حميرى دربارهء مسجد كوفه چنين سرود : به جانم سوگند ، هيچ مسجدى در مكه يا نمازخانه‌اى در مدينه ، هنگام ظهر نيست و در شرق و غرب هيچ مسجد آباد و دور افتاده‌اى سراغ ندارم كه فضيلت آنها از مسجد مبارك كوفان كه گسترده ، داراى درختان سرو و شنزار است ، بيشتر باشد مسجدى كه نوح در آن شرافت و عظمت يافت و در آن ، كشتى خود را ساخت در آن مسجد از تنور ، آب جوشيد و همان‌جا به نوح وحى رسيد كه به كشتى سوار شو و در خانهء حضرت امير مؤمنان ( ع ) كه به مسجد كوفه گشوده مىشد ، محل گذر امير مؤمنان پاك بود « 1 » . از مالك بن دينار روايت شده كه گفت : هنگامى كه حضرت على بن ابى طالب ( ع ) به كوفه نزديك مىشدند ، مىفرمودند : خوشا جايگاهى كه در كوفه داريم سرزمينى هموار و معروف كه حتى شتران علفخوار ما نيز با آن انس دارند « 2 » . سفيان بن عيينه مىگويد : عبادات را از اهل مكه ، قراءت قرآن را از مردم مدينه و حلال و حرام را از اهل كوفه فرا گيريد ، با وجود آنچه ما دربارهء صفات پسنديدهء كوفه

--> ( 1 ) - لعمرى ما من مسجد بعد مسجد * به مكه ظهرا او مصلى بيثرب بشرق و لا غرب علمنا مكانه * من الارض معمورا و لا متجنب بأبين فضلا من مصلى مبارك * بكوفان رحب ذى اراس و محصب مصلى به نوح تأثل و ابتنى * به ذات حيزوم و صدر محنب و فار به التنور ماء و عنده * ليه قيل يا نوح ففى الفلك فاركب و باب امير المؤمنين الذى به * ممر امير المؤمنين المهذب ( 2 ) - يا حندا مقامنا بالكوفه * ارض سواء سهلة معروفة تعرفها جمالنا العلوفه