حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
24
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
اختصاص يافت . قبايلى كه ضلع شرقى مسجد ، كه با فضيلتترين ضلعها بود ، به آنها اختصاص مىيافت . سعادتمندترين قبيلهها به شمار مىرفتند و آنها قبايل يمن بودند . سپس كوفه به هفت محلّه تقسيم شد و مراحل آبادانى در اين شهر بنا به حكم - ضرورت پيشرفت - از چادرها و خيمهها آغاز شد و به خانههايى رسيد كه با خشتهاى خام ساخته مىشد . سپس به تدريج ، خيابانها و كوچهها ايجاد و خانهها و قصرهايى با آجر بنا نهاده شد . و اين داستان جالبى است كه مورّخ را به بحث و بررسى تشويق مىكند . زمانى كه كوفه پس از طى اين مراحل شهر شد و به صورت مركز تصميمگيرى سياسى اسلام و پايتخت حكومت درآمد ، و به علّت مركز بودن ، روزگار پرفراز و نشيبى را ، كه همان دورانهاى حكومت اسلامى است ، پشتسر گذاشت و جنگها و حوادث غمبار و حيرتانگيزى را به خود ديد . همهء اينها موجب شد كه كوفه در عصر كنونى و در هر عصرى از موقعيت ارزشمند تاريخى برخوردار شود ، موقعيتى كه با تاريخ تحوّلات اسلام در بهترين دورانها و حساسترين شرايط آن ارتباط دارد و توجّه پژوهشگران و محقّقان را به خود جلب كرده است . كوفه تنها به مركزيت سياسىاش اكتفا نكرد ، بلكه مركزيت علمى و ادبى بىنظيرى را در ميان كشورهاى اسلامى به خود اختصاص داد ، بجز بصره كه در آن روزگار ، از اين لحاظ با كوفه رقابت مىكرد . در بسيارى از موارد به بروز اختلاف اين دو شهر در حال نزاع و كشمكش با يكديگر بودند و اين گروهگرايى در نظريّات علمى و بحثهاى ادبى منجر مىشد ؛ و هنوز هم مىشنويم : كوفيان گويند . . . و بصريان گويند . . . بنابراين ، كوفهء آن روز ، كوفهء دانش و ادب يا مركز فرهنگ جامع اسلامى نيز بود و اين مركز با آثار علمى و ادبى خود و نيز پرورش دانشمندان ، اديبان و شاعران كه از مفاخر تاريخ اسلام در مهمترين دورانهاى انقلاب فرهنگى آن به شمار مىروند ، بر ارزش تاريخى كوفه افزوده است . هر يك از ما ، مطالبى دربارهء اهميت تاريخى كوفه از جهاتى كه گفته شد مىدانيم ، و با مطالعه اين كتاب ، كه در برابر ماست ، به اهميت آن از جهات ديگرى پى مىبريم لكن تا كنون كتابى سراغ نداريم كه زواياى مختلف تاريخ كوفه در آن ذكر شده باشد تا مشوّق پژوهشگران و مورّخان باشد . تاريخ اسلامى در دورانهاى گذشته ( كه كوفه مركز حركت